یزدیان امروز باید بدانند

 

شب است وتاریکی دامن گسترانده است،سوزوسرما ناجوانمردانه تازیانه اش رابراخرین  گیاه های خشک مانده بر دشتها می نوازد خستگی روزمره ،مشکلات عدیده اجتماعی واقتصادی ،پلک هایم را فرو می اندازد،هنوز چند کاتی اززمان نگذشته است که صدای سورنای چه مروسنچ وزنگ جرس  به گوشم میرسد یه چه مه ری کیه  یه کاروانی کو وه،هی روو  هی روو

صدای ناله ای اززبان زینو برمیخیزد:

زئنو وخم ئوپژاره داده  مه کرد  وه اشاره

هم  بئ برا  هم بئ کور  والله دلم که واوه

هم چن کور ژئ دسم چی ، هم داخئ شش برام دیه

وخطاب به برادر میگوید

یگ گئ ڵ وه کوولئ اسپت کئ ڵ بیه وه دئوما  وه

...

پلکهایم را باز می کنم اشک خودراه گونه را بلد است

،اری این صدای عزای حسین (ع)است که با فداکردن جان خود و ریخته شدن خونش شوری افریده  که سالهاست دررگ این ملت جریان دارد.حال پرسش اینجاست که چه درسی بایستی از این قیام اموخت. همه میدانیم امروز نیز یزیدیان برخواسته اند وقران ها وپرچمهای سیاه بر سر نیزه ها کرده اند وبنام اسلام جنایت میکنند اری امروز نه خاک ما،که فرهنگ صلح ودوستی ومنطق مان ،مولاناوفردوسی  رازی ،سیناوخیاممان درخطر اند،سیاهی در یک طرف وسپیدی درطرف دیگر،آشور بانی پال،ابن مرجانه ،معاویه،صدام.ملاعمر،واینک ابوبکربغدادی درزیر پرچمی سیاه بانقشی از اسم الله سرها بر نیزه میکند والله اکبر گویان خونها میریزد!یزیدیان امروز هم اگرشمشیرشان ببرد دشت اریانای عزیز را سرخ پوش خواهند کرد وهبل پرستان حجاز اگر میتوانستند قادسیه ها می افریدند،وظلمها میکردند،شاید تا چند سال پیش باورش سخت بود که  چراوچگونه انهمه بر زینب ورقیه و... جفاشد، ولی امروز ظلمهای داعش در موصل وشنگال وکوبانی ،،، ظلم های رفته بر انان رابیشتر مینمایاندواین فرزندان خلف ابوسفیان به درستی نشان دادندکه چگونه در تیسفون ونهاوند صدها هزار زن را به اسارت بردند ودرعراق سر امام(ع) را بر سر سفره شام  غریبان فرزندانش نهادند،واینک نیز هر انچه که بوی شیعه وایرانی داشته باشد را دشمن میپندارند وامانش نمیدهند،امروزیزیدیان  بایدبدانند مردمان زاگرس والبرز نه باشمشیر معاویه وابن مرجانه  وهارون که با منطق واز خودگذشتگی وشرف وغیرت وخداپرستی زهدعلی (ع) واولادش  و تلاش وکوشش پیروان راستین حق وحقیقتش چون  منصورو بسطامی ها مسلمان شدند ممکن است شما بدوی ها بنده ی شمشیر وزور باشید اما ما مردمان کوهستان بنده حقیم  وچنان امام حسین(ع) عزیز زیر بار زور وظلم وحرف بی منطق نخواهیم رفت و امروز برماست که پلکها را باز کنیم تاچشمها یمان بهتر ببیند ونمانیم که صدای سرنایی ازخواب بیدارمان کند شاید اینباردیگرکسی را زنده نگذارند تازینب وار بنالدوبیدارمان کند.

 


برچسب‌ها: عاشورا
+ نوشته شده توسط که د خودائی در جمعه نهم آبان 1393 و ساعت 11:25 |
 

 

ئرا ظولمئ داعش

هێ روو  ئه ژ  ئێ  بئرئ شئطونه

هئ روو ئه ژ ئێ  ره نگئ سیئونه

هئ روو ئه ژ ئێ کارئلێ  پئرخوؤێنونه

هی روو ئژ نذانئ ستن  ئؤ سرتێ شیائو نادؤنونه

هئ روو ئه ژ داعش

ئه لونه گئ سه رئم  خئ را   مئیه م    وه دؤرئو  وه رمؤ

که تئ مؤ  ێائ  جه نگئ  نهاوه ن  ئو  ابوسفیان ئو معاویه   ئه سگه ، گئ  گووشواره ل  ئو  ئه ژ  گووشئ

دئ تیه ل ئو  نؤ  ماوئرد.

که تئ مؤ  ێائ  جه نگئ  که ربئلا ئو یزیدئو بن مرجانه   ئه سگه ، گئ  گووشواره ل  ئو  ئه ژ  گووشئ

دئ تیه ل ئو  نؤ  ماوئرد.

 

ئاوئنیشه وه نو خودا!وه نوم پئ خمبر وه نومئ ئسلام

ئیمرووژ  ئێ  گه شتئ له لئ  هوویچ نه زانه  ئه ژ  خاو  بینه سه خه وه ر ،وه پیلئ  بئ رئ  عئ رؤ پاپه تی ،ئ ئێ دؤنیا هه ر  پیله  که تئ نه  سئ  گێئونئ  بئ رئ  بئ گؤنا  ئو فه قیر،

وه نومئ  دین ێو ئسلام  که تئ نه سئ  گیئؤنئ مردمه ل بئ گونا شیعه وسنی وکرد ئو ایزدی ومسیحی

سه ر ئله  مه نن   ئه ر  بانئ  سه ر ئل  بئ رێا،گوشه له  مه نن  ئه ر  بئ لئ نگ  گووشه ل  دئ رێا،چیه مه له  مه نئ ن  ئه ر  رؤێی چێه مه ل  که نێا

دئتؤ ئو کؤر ئه ل،ژن ئو  پێائه ل ،پیرئؤ جووانه ل که تئ نه سئ ژئر شئ مشێرئ   نه ذانئ ستئن

یا خودا  وئژ ئت بئ ره س  وه  داد مؤ

ێا پئ خه مبه ر  وئژئت بئ ره س  وه  دادمؤ

 

 


برچسب‌ها: لكی
+ نوشته شده توسط که د خودائی در سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393 و ساعت 23:17 |
کتاب گویش لکی جناب اقای حشمت الله موسوی اهل خاوه منشر گردید علاوه بر این کتابی نیز از ایشان که در مورد باباطاهر لک است منشر گردیده است که روایتی مستند است از لک بودن بابا

امید است ایشان درراهشان همواره موفق باشند

+ نوشته شده توسط که د خودائی در سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393 و ساعت 20:26 |
مجموعه رباعیات باباطاهرکه به زبان لکی بوده است وبه بحرهزج مسدس مقصور سروده شده است وبه قول شمس قیس رازی فهلویات (پهلوی) نامیده میشود از زبان انسان کاملی بیان میشود که بگفته ی خود بابا پس از هر هزارسال یکی ظهور میکند.

مئ ان بحرم که درظرف  آمده  استه م

چونقطه برسرحرف آمد ه  استه م

به هرالفی الف قدی بر آید

الف قدم که در الف آمده استه م

اوغائب ازماسوی الله وحاضردرجوار حضرت حق است،عارفی که گذرگاه وی براوج فلک است ومی خواهد پوست از تن برکند تا بکلی از ماده رها شودوروح پاک گردد:

دلا رئ توؤ پئ ر  خار ئو خسک بی

گذرگاه توؤ ئر ئوج فلک بی

گرئژ دستت برآیو پوست از تن

بیفکن تاگه بارت  کمترک بی

این دوبیتی ها نه تنها مبین مفاهیم عرفانی ومفسراندیشه ی وحدت وجودی باباست بلکه به لحاظ شاعری با والاترین شاعران ایران گویی پهلو میزند ودرعین سادگی وروانی وزیبایی بیان واصالت کلام ،نمونه های فراوانی از صناعات بدیعی درآنها یافته میشود.

دلم میلئ گول باخئ تؤ دئرئ

درون سینه ام داخئ تؤ ديرئ

بئ چم آلاله زاران لاله چینئم

دینئم آلاله هم داخئ تؤ دئرئ

 

به نظرمیرسد دیوان باوه طار نیاز به اصلاحی دارد اساسی چرا که اصل دیوان به لکی بوده است اما امثال دستگردی وارونه اش کرده اند به فارسی

 

 


برچسب‌ها: باباطاهر, لک
+ نوشته شده توسط که د خودائی در شنبه بیست و هشتم تیر 1393 و ساعت 18:32 |

چنین گفت پیغمبرراستگوی     زه گهواره تا گور دانش بجوی

بی مناسبت نیست در شب برگزیده شدن پیامبر اسلام (ص) ودراین وانفسایی که بر سر امتش آمده بر نقش یکی از شیر زنان لکستانی اشاره ای بشود باشد که مدلی باشد برای دختران وزنان امروز جامعه ی ما تا در راستای برقراری حق وحقیقت دوشادوش مردان درعرصه های اجتمایی فعالیت کنند.

شاید جالب باشد درعصری که بوکو =آموزش توسط یک مشت مرتجع حرام اعلام شده وهر روز بنام دین واسلام وقیهانه برپیکر جامعه اسلامی ضرباتی شدید وارد می شود،شیرزنی لکستانی در انقلابی که ۱۰۸سال پیش رخ داده است نقش داشته وحتی پیام تبریک فرستاده است،به گواه همه ی مورخان از همان مراحل نخست نهضت مشروطه ، گروهی از زنان در تظاهرات به صورت های مختلف شرکت می کردند به اعتصاب کننده ها یاری می رساندند. از مشروطه خواهان حمایت معنوی و مالی به عمل می آوردند و برای دفاع از آنها در برابر قوای محمد علی شاه سینه سپر می کردند. از جمله اقدامات زنان تشکیل انجمن های مختلف، ایجاد مدارس زنان و انتشار مقاله ها و نامه های مختلف در روزنامه های آن زمان بود.

دستاورد مهم و تاریخی زنان در جنبش ملی مشروطیت آن بود که آنان از محیط های بسته خانگی و از ورای دیوارهای اندرونی بیرون کشیده شدند. در امور خارج از خانه، در مسایل غیر سنتی و غیر مرسوم زنانه و در زندگی اجتماعی شرکت کردند، مسئولیت اجتماعی را حس و تجربه نمودند و حاصل آن رشد تمایل جدید و نیرومندی بود برای دیده شدن ‌و به حساب آورده شدن که آثار آن بلافاصله پس از سال 1285 در ایجاد انجمن ها و سازمان های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی زنان و متعاقبا تاسیس و گسترش مدارس زنانه، فعالیت های مطبوعاتی، انتشار مجلات و طرح مشخص مسائل زنان مشاهده می شود، تا بدین ترتیب اولین پایه های جنبش اجتماعی زنان برای دستیابی به حقوق برابر و رفع ستم جنسیتی پایه ریزی شود.

 با توجه به آنچه گفته شد، یکی از زنان شجاع و بافرهنگ لکستانی نیز که مقارن با انقلاب مشروطیت در دفاع از مشروطیت رشادت ها و اقدامات جسورانه ای از خود به نمایش گذاشت، زنی به نام "قزی" یا "غزی" Gezi دخترصید مهدی خان حسنوند و خواهر مهرعلی خان حسنوند1 است.متاسفانه اطلاعات ما درباره این زن لک بسیار اندک است.در منابع تاریخی از این زن بصورت موجز و جسته گریخته یاد شده است.

 ناظم الاسلام کرمانی درکتاب « تاریخ بیداری ایرانیان» ذیل حوادث سال 1288ش/1909م درباره شجاعت ودلیری این زن می نویسد:

«   …   زنی غزی نام که دختر صید مهدی خان و رئیس ایل  حسنوند، خیلی تعریف و تمجید کرد که صباحت وملاحت و شجاعت را دارا و به کمالات آراسته است. یک زمانی با یک سوار ، صد نفر را که برای گرفتاری شوهرش قاسم خان نامی مأ‌مور بودند تعاقب کرده، هشت نفر به قتل رسانیده و باقی را به هزیمت داده و تقریباً یک فرسخ سوارها را تعاقب نمود. مجملاً این زن صباحت و ملاحتی دارد که کمتر زنی دارد ودر شجاعت از مردان عالم محسوب است ودر عفت وپاکدامنی مثل و بدل ندارد»

از اقدامات بسیار مهم این زن دلاوردر جریان انقلاب مشروطیت ، نامه ای است که او به «سید حسین بروجردی معروف به مدیرالاسلام » نوشته است وپیروزی مشروطه خواهان در برابر محمد علی شاه پس از به توپ بستن مجلس و استقرار دوبارة مشروطه را تبریک وتهنیت گفته است.بنا به نوشته ناظم الاسلام کرمانی، مدیرالاسلام به او قول داده است اصل نامه رادر اختیارش بگذارد تا در تاریخ مشروطه از زنان ایران هم نامی به میان آمده باشد.

خانم فریا استارک در سفرنامه خود در بحثی پیرامون سه زن قهرمان لک از غزی به عنوان یکی از زنان مشهور یاد کرده ومی نویسد که او خواهر مهر علی خان امیر سرکش لک بوده، که او را شبیه یک پسر تربیت کرده بودند وهمیشه سوار بر اسب همراه برادرش بوده است.

 علی محمد ساکی مترجم سفرنامه استارک، در پانوشت سفرنامه ،در تکمیل نوشته خانم استارک اظهار داشته است که غزی دختر صید مهدی خان حسنوند ملقب به امیرالعشایر ( متوفی به سال 1219 ش) و خواهر مهر علی خان حسنوند بوده، که ابتدا همسر قاسم خان امرایی بود وپس از فوت او با فاضل خان سگوند ازدواج کرد  .

لازم به توضیح است، شرایط خانوادگی که قزی در آن پرورش یافته بود شرایط کاملا مطلوبی برای پرورش زن جسور و بی باک و در عین حال روشنفکر بشمار می آمد.او از یکسو دختر یکی از خوانین بزرگ لرستان در زمان ناصرالدین شاه قاجار یعنی« صید مهدی خان» حسنوند بود  که با دولت مرکزی همکاری مستقیمی داشت و از سوی دیگر خواهر«مهر علی خان بود »که پس از فوت پدر جانشین او شد.مهر علی خان در اواخر دوره قاجار جزو خوانین بانفوذ و قدرتمند لرستان محسوب می شد.او با چند روزنامه که از تهران می آمد اشتراک داشت.از روند تحولات تهران و حوادث مشروطه باخبر بود ودیوانخانه او محل حشر و نشر افراد بسیاری بود.شاعر بلند نظر و ادیب سرشناس لک، میرزا حسین بنان (1244-1306 ش) مقلب به«بنان الممالک»وزیر و مشاور عالی مهر علی خان بود.اشعار بنان در ستایش از مشروطه و شعر او به خاطر روشنگری و انتقادهای گزنده از اوضاع واحوال کشور در آستانه انقلاب مشروطیت و پس از آن و توانایی او از درک مسائل آن روزگار جامعه ایران قابل تحسین است.از مشهورترین اشعار بنان ، ترجیح بند زیبایی است با عنوان « خبری نیست» شعر بنان کمتر از اشعار ملک شعرای بهار و عارف قزوینی نبود.

خبری نیست

 «هستـــــم متحــیر ، متفکــر ،متعــجب     گویـــی که به زنــــدان عذابـــم متعـــــذب

 

چــــون سیرکنم بر همه با نقد مـــــطالب    فسق است و فجور است و فساد است وتقلب

 

از درد خبـــر هست و ز درمان خبری نیست

 

وز کفر اثر هســـت و ز ایمـــــان اثری نیست

 

 آنچه قزی را در میان همتایان خود در دوره قاجار که عصر بی خبری نیز نامیده می شود،سرآمد و ممتاز کرده است، به یقین اقداماتی بودکه او در جریان انقلاب مشروطیت انجام داد ۰

 

 

1-جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به کتاب: خودگو،،سعادت. لرستان در انقلاب مشروطیت،خرم آباد،شاپورخواست،1376.

+ نوشته شده توسط که د خودائی در دوشنبه پنجم خرداد 1393 و ساعت 16:42 |

 
دکتر یحیی قبادی/سرویس منتظران میرملاس نیوز:
 
عملیات بیت المقدس به زبان لکی 

 

دهم ماهِ دو ، سال شص و یک
نام  حمله مون بیت المقدس
رمزْ حمله علی ، بن ابیطالب
منطقه حمله ، اهواز ، خرمشهر
آزادی دشتل ، وَ چندین هزار
پنج یکِ ارتش، خسران عراق
عبور اژ کارون، ویژگی حمله
هویزه آزاد ، اِ
ژ دسِ دشمن
ایسا بچیم نه ، دیار آخر کار
چوین که خرمشهر نجات اژ جفا
کشیا و زخمی تا شانزه هزار
بیس هواپیما ساقط بی اژ او
تخریبْ توپ وتانک ، تاسیصد عدد

 

 

حمله آغاز بی هدف یَک وَ یَک
رزمندَل ایمه کارُن کتو دس
هر که وِت علی، حتماً او غالب
دشت آزادگان آسننِ شهر
خیل دشمنان کشیا یا فرار
توپ و تانکلی کل کهنه یراق
ابتکاری اژ ، فرماندَل جمله
پادگان حمید اِژ دسْ اهریمن
آزاد خرمشهر عاقبت کار
کویچه و بازار کل جشن و صفا
اسیرَل دشمن تا نویزده هزار
توپ و تانکل و نفر برَل او
انهدام خودرو تا پانصد عدد

 

عملیات بیت المقدس به زبان فارسی

 

یک چهل روزچون گذشت ازشصت ویک[۱]
چون که شد بیت المقدس نام آن
رمزْ علی ابن ابیطالب بوَد
منطقه اهواز وخرمشهرِمان
شد رها املاک ما چندین هزار
منهدم یک پنجم ارتشْ ، عراق[۲]
با عبور از رود کارون آن زمان
نک هویزه خالی از اهریمنان
لیک، باید بنگریم پایان کار
شد رها این شهرخونین ازجفا
کشته یا زخمیِ او شانزده هزار
منهدم شد بیست هواپیمای او
انهدام توپ وتانک، سیصد که شد

 

حمله ای آغاز وعزمش یک به یک
زَد خروشی در دلِ رزمندگان
 هرکسی گفت یاعلی غالب شود
دشت با گوهرما ، آزادگان
خیل دشمن شد اسیر یا به فرار
توپ وتانکش همه شدکهنه یراق
شده اجرا فکرآن فرماندهان[۳]
پادگانی چون حمید از دشمنان
 چونکه آزادی خونین شهر به بار
 خلق ایران ، کوی وبرزن درصفا
 شد اسیر از دشمنان نوزده هزار
 توپ وتانکش با نفربرهای او
در نهایت خودروش پانصد بشد

 


  1. تاریخ۱۰/۲/۱۳۶۱
  2. در این عملیات ۲۰% ارتش عراق منهدم شد
  3. ویژگی تاکتیکی این عملیات عبور از رود کارون بود
+ نوشته شده توسط که د خودائی در جمعه دوم خرداد 1393 و ساعت 12:23 |
چنانچه برگهای تاریخ را ورق بزنیم در درازنای تاریخ این سرزمین همواره حاکمانی امده ورفته اند با خوب وبد شان کاری نداریم برخی ها از درون ملت جوشیده اند واردشیر=شیرسرزمین هستند ولی برخی ها یا از بیرون امده اند ویامنصوبشان هستند واردبان=منصوب بر سرزمین هستند در این بین کریم خان لک یکی از این هاست،که حاکمی هوشمند وایرانی است وشاید یکی از اصیل ترین مردمان ایران زمین بوده که پس از اسلام بر ایران حاکم شده است،این لک سرافرازبرای سربلندی ایران عزیز بسیارزحمت کشید وسلسله ای رابنیاد نهاد که مقدمه سایر سلسله های ایرانی شد


برچسب‌ها: کریمخان لک
+ نوشته شده توسط که د خودائی در سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393 و ساعت 7:36 |

به نظر میرسد این جشن بزرگ که ریشه درتاریخ این سرزمین دارد ومیشد بهتر ومتمدنتر برگزار گرددو انچه شکل امروزین آن را در بر گرفته است از حمله ی اعراب به ایران آمده است، پس از حمله ی اعراب وتوسط امویان منحوس، ایرانیان زرتشتی را مجبور به پریدن از روی اتش کردند که تا به امروز ادامه دارد انچه مهم است نکوهش جشن به شیوه ی کنونی توسط زرتشتیان است . کوروش نیکنام، موبد زرتشتی و پژوهشگر در این باره می‌گوید: «ما زرتشتیان در کوچه‌ها آتش روشن نمی‌کنیم و پریدن از روی آتش را زشت می‌دانیم».

جشن «سور» از گذشته بسیار دور در ایران زمین مرسوم بوده‌است که جشنی ملی و مردمی است و «چهارشنبه سوری» نام گرفته‌است که طلایه‌دار نوروز است.در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای‌کوبی با نام سور مرسوم بوده‌است و از سوی دیگر چهارشنبه نزد اعراب «یوم الارباع» خوانده می‌شد و از روزهای شوم و نحس بشمار می‌رفت و بر این باور بودند که روزهای نحس و شوم را باید با عیش و شادمانی گذراند تا شیاطین و اجنه فرصت رخنه در وجود آدمیان را نیابند. بدین ترتیب ایرانیان آخرین جشن آتش خود را به آخرین چهارشنبه سال انداختند و در آن به شادمانی و پایکوبی پرداختند تا هم جشن ملی خود را حفظ کنند و هم بهانه بدست دیگران ندهند و بدین ترتیب چشن سوری از حادثه روزگار مصون ماند و برای ایرانیان تا به امروز باقی ماند.

جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است.

جشن «سور» از گذشته بسیار دور در ایران زمین مرسوم بوده‌است که جشنی ملی و مردمی است و «چهارشنبه سوری» نام گرفته‌است که طلایه‌دار نوروز است.در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای‌کوبی با نام سور مرسوم بوده‌است و از سوی دیگر چهارشنبه نزد اعراب «یوم الارباع» خوانده می‌شد و از روزهای شوم و نحس بشمار می‌رفت و بر این باور بودند که روزهای نحس و شوم را باید با عیش و شادمانی گذراند تا شیاطین و اجنه فرصت رخنه در وجود آدمیان را نیابند. بدین ترتیب ایرانیان آخرین جشن آتش خود را به آخرین چهارشنبه سال انداختند و در آن به شادمانی و پایکوبی پرداختند تا هم جشن ملی خود را حفظ کنند و هم بهانه بدست دیگران ندهند و بدین ترتیب چشن سوری از حادثه روزگار مصون ماند و برای ایرانیان تا به امروز باقی ماند.

ایرانیان در شب چهارشنبه سوری کوزه‌های سفالی کهنه را بالای بام خانه برده، به‌زیر افکنده و آن‌ها را می‌شکستند و کوزهٔ نویی را جایگزین می‌ساختند. که این رسم اکنون نیز در برخی از مناطق ایران معمول است و بر این باورند که در طول سال بلاها و قضاهای بد در کوزه متراکم می‌گردد که با شکستن کوزه، آن بلاها دور خواهد شد.

در گذشته پس ار پایان آتش‌افروزی، اهل خانه و خویشاوندان گرد هم می‌آمدند و آخرین دانه‌های نباتی مانند: تخم هندوانه، تخم کدو، پسته، فندق، بادام، نخود، تخم خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی مانده بود، روی آتش مقدس بو داده و با نمک تبرک می‌کردند و می‌خوردند. آنان بر این باور بودند که هر کس از این معجون بخورد، نسبت به افراد دیگر مهربان‌تر می‌گردد و کینه و رشک از وی دور می‌گردد. امروزه اصطلاح نمک‌گیرشدن و نان و نمک کسی را خوردن و در حق وی خیانت نورزیدن، از همین باور سرچشمه گرفته‌است

در شهرهای کردولک ولر نشین ایران، رسوم و مراسم آخرین چهارشنبه سال و نوروز بدین ترتیب است که ابتدا برفراز کوه ها؛ بالاترین نقطه کوه آتش روشن می‌کنند و همچنین در مکانی مناسب آتش بزرگی افروخته به دورآن به رقص محلی و پایکوبی می‌پردازند،(مانند نوعی سپاسگزاری و نیایش) ایرانیان از دیرباز آتش را گرامی و مقدس می‌پنداشتند و در ادبیات کُردی بسیار از آتش و مراسم نوروز کُردها یادشده است.




برچسب‌ها: چهارشنبه سوری
+ نوشته شده توسط که د خودائی در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392 و ساعت 7:23 |

نوروز آمد،جشن باشکوهی که بدون تردید یکی از بزرگترین نشانه های قدرت علم خداوند است

+ نوشته شده توسط که د خودائی در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392 و ساعت 7:8 |
ئێ خودائێ گئ  سئ یل  هه ر جائه مئ هئیم نئ شۆنئ  ئه ژ گۆره  ئۆ كه لئ نگ  بىئنت دێیاره

ای خدایی که درهر آنچه پیرامونمان مینگریم ردی ونشانه ای از عظمت وشکوه وعلمت نمایان است

 ئێ خودائێ  گئ نوو رووژ ئۆ چه رخینئ سال یه كێ گه  ئه ژ  گۆره ته رین  نئ شۆنه لئ  زانایئ  بێ بئ نئته

ای خدایی که نوروز وگردش سال یکی از بزرگترین نشانه های دانایی بی کرانت است

 ئێ خودائێ گئ مه زانئم ئێ  چی ئه ل ته  ئه را  ئاۆئنه ساختێ یه  گئ فئ گئ ر بئ هه ن  ئرئ نؤ

ای خدایی که میدانم این پدیده ها را برای اهل فکر واندیشه آفریده ای تا در آنها بیاندیشند

ئ ئێ سالئ نوو ئه  چۆێی هه ر ڤار  نئ گه دارئ  نیش تئ مۆ،مه ردئمه ل ئۆخانئ ڤادلمؤ  بۆ

دراین سال نو ،چون همیشه نگهدار سرزمینم ،مردمانش وخانواده هایمان باش


برچسب‌ها: سال نو
+ نوشته شده توسط که د خودائی در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392 و ساعت 7:33 |
12.00

 

 

کدام زبان زبان مادری من است؟

فرزاد کدخدایی

امر وزه خیلی ها از زبان مادری واهمیت ان نام میبرند وروزی درسراسر جهان برای پاسداشت زبانهای مادری بگزیده شده است، اما به راستی کدام زبان درایران برای یک کرد ویا لر ویا بلوچ ولک ،گیلک،مازنی وآذری، زبان مادریست؟آیا زبان مادری زبانی است که ایام کودکی با آن حرف زدن را آغاز کرده ایم ؟یا زبانی است که امروز با آن به اختیار ویا اجبار حرف میزنیم؟یازبانی است که دوستش داریم؟وآیازبانی زبان مادری نیست که به زبان نیاکان همه ی ایرانیان (پهلوی واوستایی) نزدیک تر است؟

من خود به لکی زبان گشوده ام وبه فارسی درس خوانده ام وامروزه بیشتربا زبان انگلیسی وفارسی سروکار دارم حال کدام زبان برای من بایستی مهم باشد؟! وبه راستی کدام زبان زبان مادری من است؟.من لکی را زبان مادری ام میدانم ودوست دارم درمورد آن بنویسم، چون همانند کردی ولری و..بیشترازفارسی کنونی  به زبان نیاکانم  نزدیک است ودر ضمن زبانی درتهدید انقراض است، ولی علاقه ی وافری نیز به فارسی دارم ،بزمم با حافظ ورزم با فردوسی است واگردرجایی خواستم کمی از بوقهای ممتد صنعتی شدن بگریزم شعری از مولوی را میخوانم ولی دلم خوش است به باباطاهرلک وشاه خوشین وشامی وافسروشهریار..

بارها با خود اندیشیده ام اگر من درجایی دیگر بدنیا می آمدم چه؟آیا باز هم این گونه میاندیشیدم؟نمیشود گفت،گمان نکنم چرا که درتعریف عرف امروز زبان مادریم چیز دیگری بود بنابراین این یک امر کلی نمیتواند باشد ونسبی است،پذیرش این ایده البته کار ساده ای نیست ولی یک واقعیت است.

بگذریم وقتی آرام آرام داشتم زبان فارسی را یاد می گرفتم(تدریس محاوره ای به لکی بود ولی رسمی به فارسی) باچند مشکل مواجه بودم که فکر میکنم مشکل همه ی افراد غیرفارس زبان درایران است برای یادگیری، در زیر چند تااز آنها آورده میشود::

خط:مهمترین مشکل زبان فارسی برای گسترش ویادگیری خط است چرا که با خطی نوشته میشود که ازآن یک زبان دیگر است،اگر یک تازی دوتا ط،ت وسه تاس ص ث داردحقش است چرا که هرکدام را با آوایی جدا تلفظ میکندولی وقتی یک فارس همه را با یک  صوت و تلفظ میخواند ایا لزومی دارد به چند جور نوشته شوند؟آیاوقت آن نرسیده است بزرگان ادب وهنر دراین مورد آستینها را بالا بزنند وکاری بکنند؟

تکیه بر بیگانگان:زبان فارسی درجاههایی که کلمه برابر ندارد ویا برایش ساخته نشده است چرا بجای تکیه بر زبانهای هم خانواده اش چون کردی بلوچی لکی ولری وگیلی وتالشی و..دست به دامان زبانهای بیگانه ای چون عربی ولاتین میشود،ایا اگر بجای عصرگفته شود ایواره ویا بجای برعکس گفته شود چاورشه وبجای عمو، تاته وبجای شمال باکور وهزاران کلمه دیگر که در گویشهای ایرانی هست، بهتر نیست؟

آیا تدریس وآموزش زبان های محلی که بر حسب اتفاق بیشترشان  از زبان رسمی به زبان های باستانی نزدیکتر اند خدمتی به زبان رسمی وبه ایران وایرانی نیست که برخی هاآن را در برابر زبان رسمی قلمداد میکنند،آیا وقت آن نرسیده است تفکرات پان .. پایان یافته ونگاهی هوشمندانه به زبانها وگویشهای محلی داشته باشیم واز ظرفیت های آنها برای ارتقا زبان رسمی فارسی استفاده شود تا فارسی تبدیل به پارسی شود که زبان مادری همه ی ایرانیان گردد.

...

بنابراین من ایرانی ام ولک زبان،زبان مادریم البته لکی است چونکه لکی از فارسی کنونی به زبان نیاکانم (پهلوی ) نزدیک تر است

 واگر زبان فارسی کمی پیرایش شودوبجای استفاده از کلمه های بیشمار لاتین وعربی از زبانهای محلی هم خانواده اش چون لکی وکردی وبلوچی ولری.. استفاده کند زبان مادریم نه لکی که پارسی خواهد شد..

 

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
برچسب‌ها: زبان مادری
+ نوشته شده توسط که د خودائی در جمعه دوم اسفند 1392 و ساعت 19:19 |

«پـیـره مه ردیێ کئم»

لک سرو:حجت الله عزیزپور

مــه ـری  پیره مرد  ره‌گـــۆــــذری‌کئم  مــهــیــا ئرا یـــــــئ سه فــه رێ کئم

ده رد فـئـره دێرئم  مئ ئی روژگــــار ئی شــونۆم که تی آخئــر شه رێ کئم

پا شه ڵ، لار مـریز، بێ یار ئو هۆمـده م  ئ دۆنــیا  بئـرێـا دئل‌ پهکه رێ کئم

تیــکئ  پـئـلاستیک  بیه ســـه گووشئم  په ل ئو پـوو رێژیا، دال سه ر گه رێ کئم

عێنه کێ  وه کێش بونێام  وه پئ شت‌سه ر  پووس وه ئوستئخۆن چۆی مێ له ریێ کئم


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط که د خودائی در جمعه دوم اسفند 1392 و ساعت 13:37 |
جشن سپندارمذگان به تمام بانوان مهربان ،پارسا،فروتن،وفاداروازاده ی ایران زمین شادباش میگوییم مهرشان بر پرچم سرخ وسپید وسبز همواره جاودان باد.

+ نوشته شده توسط که د خودائی در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392 و ساعت 21:29 |

زبان لکی در امرداد
http://www.amordadnews.com/neveshtehNamyesh.aspx?NId=11461

+ نوشته شده توسط که د خودائی در شنبه نوزدهم بهمن 1392 و ساعت 20:11 |


  که ل : کوچه   درروستاها گذرگاههای وجود دارد که به انها که ل میگویند.

  که ل : خانه ی مخروبه

  کل : نیازمند به دیگران شدن

  کئ ل : بدرقه کردن دیگران ، هه ر کئ ل کئ لئ ت بی  بوو تا کئ لئ ت که م

كئ ڵ:نگاه به پشت سر انداختن  ،  هه دئ تئ  کئ ڵئ  دؤ ما  ده

  که ل: کسی که دندان ندارد   .   دئ نؤ  که ل

  که ل : کسی که در درگیری ناقص می شود

  کوئل : کوتاه قد    کوئل ئو  کووتا

كه ڵ=ایجاد فرصت    که ڵ ئ م  که ت= فرصت یافتم

که ل :اشکار نر،  که له ل  کورئو  دا

،،،،

 

اگر شما نیز مورد دیگری را می دانید در قسمت نظرات بنویسید.

 

 

 


برچسب‌ها: لکی, الشتر, لکستان, کرمانشاه, چل سرود
+ نوشته شده توسط که د خودائی در پنجشنبه دهم بهمن 1392 و ساعت 0:13 |
پیامبر اکرم (ص): (معاشر قریش! تضربون العجم علی الاسلام هذا واللّه لیضربنّکم علیه عوداً.) ای گروه قریش! شما، ایرانیان را به خاطر اسلام با شمشیر می‌زنید. به خدا سوگند، آنان در آینده شما را برای بازگرداندن به اسلام با شمشیر می‌زنند.


امام صادق: (لو انزل القرآن علی العجم ما آمنت به العرب وقد نزل علی العرب فآمنت به العجم فهذه فضیلة العجم.) اگر قرآن به ایرانیان نازل می‌شد، عرب به آن ایمان نمی‌آورد، ولی بر عرب نازل شد و ایرانیان به آن ایمان آوردند. این فضیلتی است برای ایرانیان.


+ نوشته شده توسط که د خودائی در شنبه بیست و هشتم دی 1392 و ساعت 22:12 |
میه باقئر سوار برخرش داشت گله را به چرا میبرد صدایش کردم وگفتم:

چویینی میه باقئ ر؟چئ خه وه ر؟(چطوری چه خبر)

سری تکان داد وگفت:دیشب نخوابیده ام از بس این گه ژه له (گوسفند بور) بَ بَ کرد، صبح به قصاب گفتم فردا میاورمش برای کشتار!

نگاهی به که ژه ل انداختم چشمهایش سرخ شده بوداو هم نخوابیده بود انگار،گوشهایش کمی به ل تر(برافراشته) از بقیه بود وزود به زود سرش ازچرا به بالا میاورد نگاهی به اطراف میانداخت وبَ بَ یی میکرد ،...

میه باقئ ر هئ به گله کرد وبه سمت کوه به راه افتاد

...

هئ روو هئ روو مالئ م  ئ رئمیا (ای وای خانه ام خراب شد) این صدای گول نازار زن میه باقئ ر بود که داشت دست چرخان (رسمی دربین زنان لکستان) به سمت کوه میرفت!

پرسیم چی شده؟

گفت:گرگها به میه باقئ ر وگله حمله کرده  اندچند گوسفند را دریده وخرمیه باقئ ر هم از ترس فرارکرده از دره پرت شده و خودش هم کمی بریندار(زخمی) شده،....

باحالتی بهت زده گفتم آیا که ژه ل هم طوریش شده ؟

نگاهی بهم انداخت وگفت نئ مه زانم ( نمیدانم)

سر به زیر رفتم به سمت پرچین  دیشب شان، دیدم هنوز جای پنجه ی گرگ ها دراطراف پرچین پاک نشده بود

با خودم گفتم راستی چرا حواسمان نیست که بَ بَ کردن هم ممکن است خوب باشد حتی اگر خوابمان را پریشان کند.




برچسب‌ها: بَ بَ کردن, لکستان
+ نوشته شده توسط که د خودائی در دوشنبه شانزدهم دی 1392 و ساعت 22:46 |

به گزارش کردپرس این مجموعه شعر نو به گویش لکی منطقه یِ صحنه سروده شده و در آن به مباحث و مفاهیمی مانند نوستالوژی، طبیعت، مسائل اجتماعی، محیط اقلیمی و … پرداخته شده است. در این مجموعه همچنین چند شعر به گویش کُردی کرمانشاهی از جمله: ئالای دیده بان، پراو و … نیز دیده می شود.

«گول باخی خه نی» با رسم الخطی مابین رسم الخط معمول و رسم الخط کُردی به نگارش در آمده است. شاعر دلیل این انتخاب را عدم آشنایی کامل اغلب گویش وران لک با رسم الخط کُردی عنوان کرده است. این پژوهشگر و محقق لک معتقد است به کارگیری این رسم الخط در اولین اثر می تواند گویشوران لک - به عنوان مخاطبان اصلی این مجموعه- را با رسم الخط کُردی بیشتر آشنا نماید.

سیّد آرمان حسینی، دانشجوی دکترای زبان و ادبیّات فارسی است و پیش از این کتاب «گنجینه های بر باد یاد» (پژوهشی در ادبیّات عامه ی کُرد کرمانشاه) را به صورت مشترک با دکتر رحیمی زنگنه منتشر کرده است. از این نویسنده و پژوهشگر تاکنون بیش از پنجاه مقاله ی پژوهشی پیرامون فرهنگ و ادبیّات به چاپ رسیده و کتاب «تاریخ ادبیات لک» را نیز در چرخه ی چاپ دارد.

مجموعه شعر نو لکی «گول باخی خه نی» در ۶۸ صفحه و در ۵۰۰ جلد در آبانماه ۹۲ به چاپ رسیده است.


برچسب‌ها: سیدارمان حسینی, شعرلکی
+ نوشته شده توسط که د خودائی در شنبه بیست و پنجم آبان 1392 و ساعت 7:37 |

نوحه ای عاشورایی به زبان لکی... اگه وقت کردم فایل صوتیش رو هم میذارم که پارسال عاشورا خونده شده ...

هه داد هه بیداد آخر دنیایه

وه عزاداران شارم شیویایه

هه عزاداران بیلن بمرم

ژ داخ حسین ئاگر بگرم

یا ابوفاضل(ع)

هه داد هه بیداد جرگم سوزیایه

وه عزاداران شیرم کشیایه

هه عزاداران روژ مرگمه

ژ داخ عباس سوز جرگمه

یا ابوفاضل(ع)

هه عزاداران زخمم کاریه

درمون دردم آه و زاریه

یا ابوفاضل(ع)

باسپاس از سرکارخانم مریم کولیوند


برچسب‌ها: شعرلکی, امام حسین
+ نوشته شده توسط که د خودائی در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392 و ساعت 14:14 |



لئ مئیدانئ  جه نگ، چووی حیده ر حوسین/ صابئر چووی ئیوبئ  پئیخه مبه ر  حوسین

حوسین روو  حه سه ن روو   فاطمه نیشتئیه سئ بیل کوو

مووشئ  بئ راده رئم کوو   ئه شئیر ئو بی یاوه رئم کوو

هه رئ ئی  وئلات بئگئ رمئ   سه رئم
وه  توولئم سیا  که م   کئ راسئ  وه رئم

تمام گل دنیا را به سرو رویم بریزم وسیاهپوش بشوم


برچسب‌ها: شعرلکی, امام حسین
+ نوشته شده توسط که د خودائی در دوشنبه سیزدهم آبان 1392 و ساعت 19:51 |

مراسم رونمایی مجموعه شعر لکی “توریسکه‌ی به‌یان” اثر بیژن گراوند هفته ی دوم مهرماه با حضور شعرا، نویسندگان، هنرمندان و پژوهشگران فعال در عرصه فرهنگ و ادبیات کردی در تالار غدیر کرمانشاه برگزار شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط که د خودائی در چهارشنبه یکم آبان 1392 و ساعت 12:15 |
ایا رای به سوری نه به محمدی بود

انتخابات مجلس در ایران وبویژه در مناطق کمترتوسعه یافته ای مانند لکستان،همواره همراه با تنش بوده است،به گونه ای که روند برگزیده شدن اشخاص برای نمایندگی نه تابع ای پیوسته بلکه به صورت تابع ای گسسته وزیگزاگی بروز نموده است دراین بین انتخابات منطقه سلسله ودلفان شاید عجیب تر ازبقیه  جاهاباشد،اگر به نتایج نگاه شود روند تغییرات درست مانند یک نت موسیقی است ۱۱۲۱۱۲که قطعا طبیعی نیست ،نتایج انتخابات های گذشته کار رابه انجایی کشانده بود که برخی از نمایندگان پیشین میگفتند؛ ئ گئله گئ مئ نه!؛یعنی اینبار نوبت من است،این گستاخی بدون تردید در راستای توسعه ی سیاسی واقتصادی مدنظررهبران انقلاب وانقلابیون اصیل نبوده ونیست ولی از انجا که جماعت؛ نوخه کن واویار وبیل ار نه ر شؤ؛(نخودکاروکشاورز) هنوز چنان رشد نکرده اند که تصمیم درست را بگیرندویا بهتراست بگوییم نگذاشته اند رشد کنند وبیشتر تصمیمهایشان احساسی وشرطی وقمارگونه است ،نتیجه ی مثبتی به دست نمی اید،به نظر میرسد برگزیده شدن اقای سوری نیزبر امده از یک اراده ی سیاسی جمعی صرفا احساسی بود که اولا یک سلسله ای رای بیاورد ودوما محمدی رای نیاورد،به عبارتی الشتری ها اصراربرالشتری بودن کردند ودلفانی ها هم به کسی غیرازمحمدی راضی تر بودند.صرف نظر ازاینکه جناب اقای سوری چه عملکردی داشته،این انتخابات ها مانند قمار میماند ممکن است خیلی خوب باشد ویا برعکس ان،به هرحال درطول این چنددوره نمایندگی مجلس، جزانجام وبه ثمر رسیدن چندطرح ملی (که بود ویا نبود نماینده تاثیر چندانی بر انها نداشته) ،الشترونورابادوسایر مناطق لکستان به نسبت سایرکشور خیری جمعی از این انتخاباتها تاکنون ندیده اند،امید است مردم به دور از هرگونه تعصب،به صورت عقل محورانه وباادله ای درست اشخاصی را برگزینند که لایق خدمتگذاری بهتربرای مردم باشند،که به فرموده ی امام؛انقلاب ما انقلاب پابرهنه ها بود.


برچسب‌ها: نمایندگان مجلس, الشتر, سلسله, لکستان, لرستان
+ نوشته شده توسط که د خودائی در چهارشنبه یکم آبان 1392 و ساعت 12:4 |
چئ ل سئ روو یا چهل سرود که درگذشته بسیار مورد استفاده قرارمیگرفت والبته شوربختانه امروز کمتراز آن استفاده میشود بیان دیدگاه ها،آرزوهاوامیدهای قومی است که با این زبان صحبت میکنند، قوم مظلوم لک که به دلیل کوچرو بودن،بی سوادی،سرکوب شدید توسط حکومتهاودست نشانده هایشان،ظلم برخی خوانین،...درگذشته به حاشیه رانده شده بودند،اما هوش سرشار،روحیه ی آزادمنشی وذوق خدادادیشان باعث شده است که همواره از خودردهایی به جای بگذارند که شعر ،موسیقی ،فلسفه،مذهب مستقل و... را برای خود دارند که به وسیله برخی از این ابزاربه صورت هوشمندانه ای بر هویت مستقل خود پافشاری نموده اند ،هیچ شاعر برجسته ای در ناحیه لکستان خود را لر یاکرد نخوانده است بلکه بر لک بودن خود تاکید کرده است نمونه ی بارز در اشعارملا منوچهر است که مئ لکم ،، ان معروف است ،اما اگر از نخبگان بگذریم توده ی مردم را مد نظر قرار دهیم میرسیم به چئ ل سئ روو،وقتی به این اشعار نگاه میشود ذره ذره ی ان بر آمده از آمال وآرزو ها وتحمل سختی والبته محیط پیرامونی مردمان آن است،هدف سراینده گان این اشعارهرچه بوده است مهم نیست اما آنچه بر جای مانده است مهم است که میتوان آز آن نتایج قابل اسنادی را ارائه داد،نمونه هایی از این اشعار عبارتند از:

چئ مؤ سه ر گه رین ،چئ مؤ سه ر که وئر ،رئ کئ کئ رماشؤ ، بئ چم ئه را همدو و...

همین چند شعر خود بیانگر یک جغرافیا است که یک سمت آن گرین کوه است که از بیستون آغاز میگرددتااشترانکوه ادامه دارد،البته کل حاشیه ی گرین،که شامل شهر هایی هرسین صحنه نهاوند بروجرد سیلاخور بیرانشهرالشتر نورآباد میشودرا در بر میگیرد،درست دربرابر گرین که وئر قرار دارد که در این بین کوهدشت،پلدختر،دره شهر ،آبدانان وایلام راشامل میشود،نکته قابل توجه حضور قطب تمدن ایران در غرب یعنی کرمانشاه است که به صراحت در این اشعارچندین بارآمده است،جالب است با آنکه این مرز جغرافیایی درجوار شهری چون خر آباد است ولی هیچ نامی از آن در هیچ شعرلکیی وجود ندارد اما حتی از همدان هم نام برده شده است که نشان دهنده ی حضور ایل بزرک ترکاشوند در آن ناحیه است،این جغرافیا نشان دهنده ی یک مرز طبیعی است که پیشینیان لک مان با هوشمندی  آن را برای ما به گذاشته اند ومیتواند راه نمایی برای ما وارثان باشد


برچسب‌ها: گرین, لکستان, لک, کرمانشاه, لکی
+ نوشته شده توسط که د خودائی در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 و ساعت 7:59 |
آنروز که کریمخان لک،فرصت پیداکرد که کریمخان بشود

... همان ها که خبر لشکر کشی مهرعلی خان تکلو ،حاکم همدان ،برای سرکوبی سرداران زندیه را می خواستند به کریم بگ برسانند. کریم بگ پس از شنیدن این خبر فریاد برآورد: شێخه و ممه ، وێسه! آیمه ل تون  که ن گه ایمرو روژه یه گئ مئنه مه گستم (شیخه،محمد،علی ویس نیروهایتان را جمع کنید که امروز همان روزی است که من انتظارش را می کشیدم). بی آخه «مادر کریم بگ» به فرزند نهیب زد: روله تونو ای آیمه ل کمته نمه تونینون ئه گرد ای اوردیه پلار بارینون چن روژ بی ئه انار کوی شاید ئه ی کلانه اژنمون بکویه ی لا(فرزندم با تعداد اندک نیرو توان مقاومت در برابر این لشکر را نخواهی داشت چند روزی را در کوه انار پنهان شو شاید این بلای نازل شده از سر ما دور شود) کریم بگ به مادر نگریست با لبخندی مهربانانه گفت:دا توه نو. ایسه دی نوه کوره ل ایناقه دوری برانن(مادر نگران نباش اینک نوبت فرزندان ایناق است که دوره ای حاکم شوند) از این نشئه تاریخی سرشار از شعف و شوقی وصف ناشدنی شده بودم که فریاد همراهان مرا متوجه کرد که وقت برگشتن است و باید به سمت ملایر رهسپار شویم هر چند سخت بود دل کندن از دیار دلاوران زند لک اما چاره ای جز ترک آن دیار نداشتیم و به ناچار راه برگشت را در پیش گرفتیم.

با تشکر از برادر عزیز جناب آقای سیروس علیپور


برچسب‌ها: کریمخان, لکستان, لک, زند, کریمخان زند
+ نوشته شده توسط که د خودائی در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392 و ساعت 19:48 |
به گزارش خبرنگار واحد مرکزی خبر؛  کتاب دو جلدی حاصل تلاش بیست ساله محمد دبیر مقدم، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و استاد دانشگاه علامه طباطبایی است که انتشارات سمت آن را منتشر کرده است.
در این کتاب سیزده گویش ایرانی شامل فارسی، بلوچی، دوانی، لارستانی، تالشی، وفسی،
کردی، اورامی، لکی، دلواری،نائینی، شهمیرزادی و نانی از نظر زبان شناختی بررسی و شماری از باورها و دیدگاه های موجود در حوزه رده ‌شناسی به ‌ویژه رده‌ شناسی زبان های ایرانی به چالش کشیده شده است.

 

 

+ نوشته شده توسط که د خودائی در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392 و ساعت 19:33 |
فئ رازئه لی ئه ژ دوعائ ئموم حوسین (ع) ئ عه ره فه

ئ خودایئ مئ ،فئ ره  دووس دئرم رویئت بوینئم ،مئ وه خودابیئن تؤ ایمان دیئرم ،تؤ ئخراره مارئم،ومووشئم ئو مه زانئم وئرئ تؤ گئ لا مئ رم،ئه که سه گئ هویچ ئئ نئ هادی ئه را دیئنت نئ ریی،ئه ژ بیئنئ وئژی هویچ نئ موینؤ.

خداي من! اشتياق به شهود جمال و جلالت دارم و به خداوندي تو شهادت داده و به ربوبيت تو اقرار مي‌کنم و اعتراف به بازگشت به سوي تو مي‌نمايم. آن‌کس که اشتياق به ديدار تو در نهادش نيست، از هستي خود بهره‌اي نخواهد برد.


+ نوشته شده توسط که د خودائی در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392 و ساعت 19:26 |
تقدیم به ظریف عزیز

کار؛قئ لا؛وگه مال

همیشه قیربوده وهاپ واین کار این؛ رویی سێ  ودوئم چوئکان؛هاست

اگربخواهی زیر دارهای ؛کاوۆه؛ قدمی بزنید وقصد داشته باشید دمی بیاسایید یا کتابی بخوانی، این رویی سێ

نفس را به داخل برده ومی قاراند قاار قاار قوور قوور،آن گه مال هم چند هاپ وهوپ میکند آنوقت

لابد دوست داری سنگی،بردئ، کلوخی وچیزی را برداری وبه سمتشان بپرانی ،اما دستی به ریش اسپی ات  میکشی وبا خودت میگی زشته ولشون کن خدا زده توسرشون و...

ولی واقعیت اینه که همین بی زبونها نه میزارن بیاسایی ونه میزارن راه بری واگردریک جای خلوت گیرت بیارن ....خولاسه

اخرسرمجبور میشوی کتاب ودرست را جمع کنی و بروی ؛مال باوکتان؛ یا انکه بمانی تا وهار بیایدچرا که فصل قار وقیل وهاپ وهوپ همین پاییزوزمستان است

برابری فارسی کلمات لکی

گه مال=سگ نر

رووی سێ=سیاه چرده

کاوۆه=درخت سپیدار

مال باوکتان=منزل پدری


برچسب‌ها: لکی, الشتر, لکستان, ظریف, وزیرخارجه
+ نوشته شده توسط که د خودائی در دوشنبه پانزدهم مهر 1392 و ساعت 17:17 |

زندگانی سیاسی الماسخان

از کندوله شاعران برجسته هورامی و فارسی گوی برخاسته اند که از آن جمله الماس‌خان کندوله ای شاعر بزرگ اورامی زبان است که اهالی، اصل او را از روستای پلنگان (روستایی از شهرستان کامیاران) می‌دانند.2 وی در سال 1118هـ.ق در روستای کندوله از توابع کرمانشاه چشم به جهان گشود.3 او اهل کندوله بیلوار بود و از اهالی تیره‌های محله وسط «سِمایله». الماس‌خان از شاعران برجسته عصر نادری است که با در هم آمیختن رزم و بزم آثار جاویدانی را خلق کرده است. الماس تمامی آثار خود را به صورت منظوم سروده است.

به استناد نسخه‌ای به نام «رستم و اسفندیار» که به تازگی از دانشگاه برلین به دست آوردیم، و سال 1012هـ.ق بر آن ثبت است، نام پدر وی رضا خان بوده است.4 طبق این نسخه پدرش هم شاعر بوده و احتمالاً قبل از الماس، پدرش شاهنامه نویسی به زبان هورامی را شروع کرده است. و به احتمال فراوان الماس‌خان راه پدر را ادامه داده است. این موضوع همچنین این نکته را در مورد زندگی الماس رد می‌کند که او، پس از خلع شدن از سپاه نادر به شعر و موسیقی روی آورده است. بلکه الماس‌خان احتمالاً قبل از ورود به سپاه نادر و حتی در زمانی که در سپاه هم حاضر بوده، شاهنامه‌نویسی می‌کرده و شعر می‌سروده است. به ویژه که خود وی با حضور در میدان جنگ با تورانیان،5 حس شاهنامه‌نویسی را در خود تقویت کرده و آن را در آثارش به زیبایی ترسیم کرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط که د خودائی در دوشنبه پانزدهم مهر 1392 و ساعت 9:14 |
پاییزکه می آمد یادش به خیر وقتی گوجرتر(کوچولوتر) بودیم عبوراز سرچهارراه ورفتن به مدرسه رجایی ومفتح وخانم نظری وآقای عزیزی وتوپ راه راه پلاستیکی و بازی  ودیدن منبع آب از نزدیک و...که لئ نگ تر (بزرگتر) که شدیم مدرسه ابن سیناومطهری وآقای حسنوند  وزمین خاکی فوتبال وزوله بیاوولی حلیمیووبمب باران صدام وشهیدفرزادحسنوند وکلاس دوم ایی ویخ بستن اشک بچه های روستاکه بادوچرخه میامدندمدرسه ودرس آقای آزادی....که لئ نگ  که شدیم ودبیرستان امامی شدیم رفتیم زیرانتگرال  پرویزی وبردارهای سعیدامیری وتجزیه ی حسنوندو شدیم عینکی ،  امادرس خواندن زیردرختهای سرخجووحاجیل وامیر وخوردن باقلاوپنیرپوستی وصف های طولانی برای نفت ... یادم میاید ،وقتی هم مدرسه ها تعطیل میشدند خیابان بروجردی سیاه میشد از چادردخترهاو...وبالاخره کنکوری که باید ۵۰ کیلومترمیرفتیم برای آزمون ،...

یادش بخیر بوی پاییزی الشتر وتجمع برگ درختان توت سرچارراه وریختن برگ های زردوپهن چنار وبارکردن وکوچ دامدارها،آرام آرام سردشدن وسوزسحرگاهی گرین وچراغهای علاالدین و...

+ نوشته شده توسط که د خودائی در جمعه پنجم مهر 1392 و ساعت 10:28 |

تو یا شما

در این نوشتار به ضمیر دوم شخص مفرد در زبان کردی می پردازیم. در گویش های مرکزی و جنوبی کردی شاهد صورت «تو» (با آوانگاری کردی لاتین to) هستیم که در کنار آن «ئه تو» (eto) نیز در برخی زیرگویش های کردی مرکزی دیده می شود. این ضمیر در بسیاری از زبان های ایرانی و حتّی غیرایرانی هندواروپایی مشترک بوده و دیده می شود. امّا به زعم نگارنده ی مطلب این ضمیر محتملاً قرضی از فارسی است (توجه شود به تمایز -o در فارسی با -u در کردی).


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط که د خودائی در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392 و ساعت 2:16 |