ریاست محترم صدا و سیمای لرستان
چنانچه به نقشه ی جغرافیای ایران عزیز نگریسته شود خطوطی دیده می شود که به درست یا به نادرستی مرز هایی استانی را مشخص می کند که در بسیار از مناطق ایراد هایی دارد به این تفاوت ها در حوزه زاگرس به اختصار اشاراتی می شود:
1): اندیمشک و اطراف ان: که لهجه انها درست لهجه ی لری خرم ابادی است ولی جزاستان خوزستان هستند!
2): ملایر و نهاوند: که لهجه ی انها نیز درست مانند لهجه لری بروجردی است اما جز استان همدان هستند !
3):مهاباد: که کرداند اما در استان آذربایجان هستند.
4): الشتر نور آباد و کوهدشت: که شهر های لک زبان لرستان هستند.
و مناطقی دیگر ...
این تقسیمات ممکن است از بعد مسائل کشورداری (نزدیکی راه ها ،سیاسی ، امنیتی ، اقتصادی ، و..) درست باشند اما از لحاظ فرهنگی دارای ایراد هایی می باشد ( البته در مورد مهاباد این مشکل با ایجاد یک شبکه جدای رادیو و تلوزیونی حل شده است )اما در بقیه مناطق هنوز حل نشده است ؟!
در مورد استان لرستان نیز این مشکل وجود دارد بطوریکه لرستان به نسبت تقریبی 50 درصد لر و لک زبان هستند که ماهیتا دو زبان متفاوت بوده بطوریکه در برخی از شهر ها (نورآباد و الیگودرز) مردم زبان همدیگر را نمی فهمند این مشکل بویژه در مورد لکی صادقتر می باشد، اکنون چند سالی است که از ایجاد شبکه محلی لر می گذرد و در مجموع خوب کار کرده است اما یکی از انتقادهای که به این شبکه وارد می باشد یک بعدی و یک لهجه ای نگاه کردن به بیندگان و شنوندگان است ! بطوریکه زبان سخن گفتن مجریان اکثرا لری خرم ابادی می باشد؟! در صورتی که در همان شهر خر م اباد حداقل 40 در صد لک زبان به لکی سخن می گویند ، این عامل علاوه بر عوامل دیگر باعث از بین رفتن تدریجی زبان کهن لکی بویژه در نسل جدید گردیده است ،با توجه به فلسفه ی وجودی رادیو و تلوزیون های محلی ، صدا و سیما بایستی توجه ویژه ای به این مهم داشته باشد در ادامه راه حل هایی پیشنهاد می گردد که امید است مورد توجه مسولین صدا و سیما در استان و کشور قرار گیرد :
1): ایجاد یک مرکز صدا و سیمای مستقل به مرکزیت یکی از شهرهای الشتر کوهدشت ونوراباد.
2):تقسیم برنامه های زنده وغیر زنده به صورت یک روز در میان برای لر و لک زبانان (با تمام مشکلات احتمالی و حل موقتی مشکل).
3): زیر پوشش قرار گرفتن مناطق لک نشین توسط صدا و سیمای کرمانشاه که حداقل از لحاظ زبانی دارای زبانی مشترک با کرمانشاهیان هستند.
مردم لک زبان منتظر اقدام جدی شما مسئولین محترم در این باره می باشند
کمیته الشتری های مقیم تهران
رونوشت:
- ریاست محترم صدا و سیما
- نمایندگان محترم مجلس
- استاندار محترم لرستان
+ نویسیاوی ئه ر جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 10:33  توسط که د خودائی
|
برخی از خاورشناسان سرزمین کهن الیشتر را همان نیسایه باستانی دانسته اند که در کتیبه داریوش از ان یاد شده است.
آثاري چون سفالهاي منقوش و اشياء برنزي كه در دشت الشتر كشف
شدهاند، نشانة آبادانى اين سرزمين در دورههاي كهن است (استاين، 291
؛ گدار، 25، 26؛ واندنبرگ، 95و277).
- حمدالله مستوفى به وجود آتشكده ی اروخش (يا اردخش، اردحش، اروحش) كه قبلاً در آنجا وجود داشته، اشاره كرده است (ص 107){ احتمالا در گریران امروزی باشد}
- اصطخري به موقعيت مكانى الشتر اشاره كردهاست و ان را از شهرهاي جبال دانسته كه در 10 فرسخى نهاوند و 12 فرسخى شاپورخواست بوده است (ص 197). ابن حوقل الشتر را در ميان راه ري بهشاپورخواست نوشته است (2/358) ؛ راوندي، 229) .
در حدود سدة 6 ق، الشتر از تختگاههاي برسقيان بوده است (ظهيرالدين)
- درنخست همان سده در الشتر، گروهى از اميران برسقِ الشتری بر ضد مسعود بن ملكشاه سلجوقى هم عهد شدند سلطان پس از آگاهى به الشتر رفت و اميران از كردة خويش پشيمان شدند.
و سلطان نيز از گناه آنان درگذشت (همانجا)، اما طغرل پس از شكست از برادرش مسعود هنگام فرار به سوي خوزستان، وزير خويش خواجه قوام را به دار اویخت (ظهیرالدین 55)
در دورة صفويه حكومت الشتر به اميران كرد سپرده شد. (اسكندربيك، 141).
توسط مهريخان اميرالعشاير ( مهرعلى خان حسنوند) دژاستواری ساخته شد که بعد ها قلعه مظفری نام گرفت( فرهنگ جغرافيايى ايران، 6/21)
. مدتى مهرعلى خان در اين قلعه حكمرانى كرد و موجبات ناامنى در شمال لرستان را فراهم آورد
(حکومت مهرعلی خان تا سامن در استان همدان ادامه داشت و ناامنی گفته شده حقیقت ندارد)، ولى سرانجام توسط حاكم نظامى لرستان (و به دستور رضاخان در توطئه ای به همراه 12 سرکرده ی دیگر لرستانی(لر و لک)) دستگير و اعدام شد (استارك، 21، 22).
اين آبادي مدتى به نام قلعة مظفري و مركز دهستان الشتر شناخته مىشد ( فرهنگجغرافیایی ایران و همانجا؛ اسامى...، 276، 278؛ گزارش...، 10). همچنين آغاز سدة حاضر به اين نواحى «سلسله» نيز گفته مىشده است و ييلاقبرخى ايلات و طوايف لک زبان مانند حسنوند و يوسفوند و كولىوند بوده است(ومی باشد) كه بيشتر آنها در 1312ش تختهقاپو! شدند (كريمى، 160؛ رزم آرا، 96 ، 97،107و112)
+ نویسیاوی ئه ر جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 9:49  توسط که د خودائی
|
استادرضا حسنوند « شوریده »
براستی روشن نیست که چگونه عبارات و واژه های کتب ادب فارسی وارد زبان لکی شده است ومحققان باید این مسیر را به خوبی تحقیق نمایند تا هم دلیل راه یافتن این واژه ها در ادب لکی مشخص شود و هم بر اساس معانی بر جای مانده از واژگان دیر یاب متون فهمشان راحت تر شود.بارها پیش آمده و در محافل علمی و ادبی گره معنایی عبارتی از متون کهن را بر اساس لغات بجای مانده از همان تبار مبهم که در زبان لکی موجود بوده ،گوشزد کرده ام و نه تنها باعث حیرت دیگران شده بلکه،این سؤال به ذهن متبادر شده که اولا،زبان لکی چه ارتباطی به حوزه های شاهنامه و تاریخ بیهقی و کلیله ودمنه و ... دارد ؟
ادامه مطلب
+ نویسیاوی ئه ر جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 9:14  توسط که د خودائی
|
شاهنامه ی حکیم ابوالقاسم فردوسی حماسه سرای بزرگ ایرانی بدون تردید از بزرگترین کتب نگاشته شده توسط ساکنان سرزمین پرشیا است. اقوام لک ایرانی به عنوان بومیان باستانی این سرزمین، تعصب و غیرت ایرانی بودن خود را در برگردان شاهنامه به زبان لکی نشان داده اند.
لازم به یادآوری است که تمامی شاهنامه ی فردوسی توسط شعرای گمنام لک منطقه سیمره به زبان لکی منظوم برگردانده شده است (همانگونه که در نوشتارهای پیشین این سایت موجود است، آثار نثر به زبان لکی بسیار اندک است).
می توان گفت شدت علاقه لک زبانها به شاهنامه فردوسی و دیگر دیوانهای شعر پارسی چون خمسه نظامی، مثنوی معنوی و ... از جایگاه خاصی برخوردار است. جالب است بدانید که لک زبانها علاوه بر آنکه برای شاهنامه فردوسی ارزش و احترامی درحد یک کتاب مقدس قائلند،بلکه بسیاری ازابیات آنرا که به زبان لکی منظوم سروده شده است،حفظ هستند وبرخی از سالخوردگان این دیار حافظ کل شاهنامه لکی هستند.
ادامه مطلب
+ نویسیاوی ئه ر جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 22:58  توسط که د خودائی
|
به عنوان آغازين گام از "گر" شروع مي کنيم. 1) اگر "گر" را با کسره ي "گ" و سکون "ر" بخوانيم، آنگاه اين واژه به معناي "لحظه و اندک زمان است". براي نمونه "يه گر" به معناي" يک لحظه" است 2) اگر "گر" را به کسره ي "گ" و تشديد سکون روي "ر" بخوانيم، آنگاه اين واژه به معناي "خوش ذائقه و نوشيدني و ماست دلنشين " است.براي نمونه "آو گر" به معناي "آب زلال" است. 3) اگر "گر" را با فتحه ي "گ" و تشديد سکون "ر" بخوانيم، آنگاه اين واژه به معناي "کچل" است.براي نمونه "آيم گر" به معناي "آدم کچل " است. 4) اگر "گر" را با فتحه ي "گ" و سکون "ر" بخوانيم، آنگاه اين واژه به معناي "نگريستن" است. براي نمونه "آيم يه گر" به معناي فرد يک دنده است. 5) اگر "گر" را با ضمه ي "گ"، فتحه ي چسبان پس از آن و سکون "ر" بخوانيم، آنگاه اين واژه به معناي "گوساله" است. 6) اگر "گر" را با ضمه ي "گ"، فتحه ي چسبان پس از آن و تشديد سکون "ر" بخوانيم، آنگاه اين واژه به معناي "تنور و آتش خانه " است. 7) اگر "گر" را با فتحه ي "گ"، و سکون "ر" بخوانيم، آنگاه اين واژه به معناي "جرعه " است. براي نمونه "گرگر آو" به معناي جرعه جرعه ي آب است.
برگرفته از لکستان
+ نویسیاوی ئه ر جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 22:55  توسط که د خودائی
|
آبادي
آبادي كوئل دئیه مزانئن مئ گئرفدار تونم
عشق ايمروژي نيیه عاشق پئيرار تونم
آبادي هرچئ مووشئن بيل تاگه بووشئن بووئه چه
در ئو ديواره مزانئن مئ گرفدار تونم
راسه تو خيلي بالايي منه بئچاره فقير
تو چوی كاخي منئ دلباخته ديوار تونم
رووژ ئو شو هامئ بئيايو عاقلم لئيوه ني ئم
بئ كس ئو بئ دره تونو بئ پلامار تونم
هرجايي پائه مه َنئِم ،كوئل دئيه ئنشون ْمه مئيه نه يك
سئيل كه آواره ئو بئ كس منه كردار تونئم
دوگدورئل نسخه ديدار تو تجويزه مئ هن
مئ بنيرئ يئ وره قئ نسخه ديدار تونئم
هاويرئم وئت ئت به سه كافي یه ئ يئ كوئت بئيته
آبادي كوئل دئيه مه زانئ ن مئ گرفدار تونئم
استاد رضا حسنوند(شوریده لک)
+ نویسیاوی ئه ر جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 22:43  توسط که د خودائی
|
آقای ریس جمهور ،آقای وزیر، نمایندگان محترم مجلس و مردم شریف لرستان
افت تحصیلی در لرستان چرا و به چه علت؟
چنانچه به آمار قبولی های دانشگاهها وموسسات اموزش عالی در استان بنگریم متوجه افت شدید ان در سالهای گذشته خواهیم شد این افت چنان شدید است که میزان قبولی دانش اموزان لرستانی در دانشگاه های معتبر ومهم کشور به تعداد انگشتان دست می رسد این در حالی است که در سالهای نه چندان دور این میزان چنان بود که در هر دانش گاهی در تهران لرستانی ها دارای یک انجمن بودند.
این افت معلول عللی چند است که تعدادی از آنها با سایر مناطق کشور همگون می باشد که عواملی از جمله بی کاری دانش اموختگان ، بی انگیزگی خانواده ها ، سودآوربودن شغل های کاذب و دلالی ها ، بالابودن هزینه های تحصیلی ، همگانی و عمومی کردن تحصیلات دانشگاهی ، وجود دانشکده ها و دانشگاه های سطح پایین،جذب زیاد وبی حساب دانشگاه ازاد،و . . .می باشد، اما آنچه در استان ما بویژه در سال های اخیر باعث افت شده است ، سیاسی شدن محیط های آموزشی می باشد که این عامل خود باعث گردیده است که در هر دوره افراد کم لیاقت تر و ناکارشناس تری که وابستگی حزبی به گروه و افراد خاصی دارند قدرت را در دست گرفته و با کم تدبیری و احیانا کینه ورزی های شخصی باعث توزیع تنش در سطح آموزگاران شده و در نتیجه در نحوه ی تدریس و آموزش عزیزان آموزگار به دانش آموزان اثرنامطلوبی بگذارد.
جه باید کرد؟ به راستی چه باید کرد به نظر بنده تمام این مسائل زنجیر وار به هم پیوسته اند و چون مکانیزمی درست و صحیح وجود ندارد که بر برگزیده شدگان پایین دست در این وزارت خانه نظارتی درست و دقیق داشته باشد این مسائل و مشکلات به وجود می ایند به طوریکه آنچنان که در انتخاب وزیر دقت می شود در انتخاب مدیران کل دقت نمی شود و این عامل باعث شده است که بهینه گزینی صورت نگیرد.
کمیته ی الشتری های انجمن لرستانی های مقیم تهران از نماینده گان محترم مجلس ومیرکل آموزش وپرورش استان و در نهایت از وزیر محترم آموزش و پرورش خواستار رسیگی به این معضل می باشد.
کمیته الشتری های انجمن لرستانی های مقیم تهران
+ نویسیاوی ئه ر دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 16:15  توسط که د خودائی
|
تقویم لکی (گاهنامه لک: Laki Calendar)
ماه هایی که در تقویم لکی وجود دارند بازمانده ی ایران باستان و تعالیم میترا پرستی است. به گونه ای که لک ها همانند ایرانیان باستان، اول آبان را ابتدای زمستان می دانند. ماه های لکی و معادل های آنان در تقویم ایرانی در زیر نگاشته شده است.
|
ماه ایرانی |
ماه لکی (مانگ لکی) |
فونتیک لاتین |
توضیحات |
|
فروردینگان |
پنجه |
Panja |
|
|
اردو بهشت |
میریان |
Mewrian |
|
|
خرداد |
گاکور |
Gâkor |
|
|
تیر |
آگرانی |
Âgerâni |
آگر در فارسی باستان و لکی به معنای آتش است. آگرانی کنایه از داغ ترین ماه سال است. |
|
مرداد |
مردار |
Merdâr |
|
|
شهریور |
ماله ژیر |
Mâla žir |
در این ماه از سال، روستاییان محل سکونت خود را به سیاه چادر تغییر می دهند. |
|
مهر |
ماله ژیر دوماینه |
Mâla žir domain |
|
|
آبان |
تویلته کن |
Toiltaken |
تویلته کن ابتدای زمستان است. اولین روز این ماه زمان برگزاری جشن بزرگ تویلته کن است |
|
آذر |
مانگ سیه |
Mâng sia |
مانگ سیه کنایه از سردترین ماه سال است که درآن استخوان های انسان سیاه می شود.(کنایه لکی) |
|
دی |
نوروژ |
newrôž |
|
|
بهمن |
خاکه لیه |
Xâka lia |
|
|
اسفندگان |
مانگ عید |
Mâng ed |
|
همانگونه که در جدول بالا دیده می شود، مردمان نیک پندار لک با الهام گرفتن از طبیعت و روزگار در حال گذر، بهترین واژگان را برای نامگذاری ماه های سال لکی برگزیده اند.
نمونه های اینچنینی از ابتکار و فرهنگ غنی مردمان لک، بسیار است که متاسفانه در سال های اخیر با افزایش نرخ شهرنشینی و گرایش به زبان فارسی تهرانی، این داشته ها در حال فراموشی هستند. به امید روزی که مردمان لک به فرهنگ غنی و تاریخ چنیدین هزار ساله ی خود آگاهی یابند.
وبگاه مردمان لک
http://www.lakistan.persianblog.ir
+ نویسیاوی ئه ر یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 14:49  توسط که د خودائی
|