در کیستی لک ها 2
مطلب حاضر در جواب به مطلب اخیر اقای میرانی می باشد که انتشار ان دلیلی بر تایید ان نمی باشد و خالی از ایراد نمی باشد که ایراد هایش را به زودی منتشر خواهم نمود
در کیسی لک
چند وقتی است که بحث " کُرد" بودن یا نبودن " لک ها " مطرح می شود . که صد البته بحث کردن در این زمینه نه تنها اشکالی ندارد ، بلکه می تواند بسیاری از مسائل را حل کند . جناب آقای محمد رحیمی با عنوان کردن این که زبان لکی ...زیر شاخه ای از زبان کردی است ... در وبلاگ (( ایلام ئاسو)) و با عنوان این مطلب که هر کسی می خواهد در این زمینه نظر دهد باید به علم زبان شناسی آگاهی داشته باشد و اسناد تاریخی زمان دور! را مد نظر قرار ندهد شروع خوبی داشته است، اما در ادامه بحث هر چه دلیل آورده مربوط می شود به اسناد تاریخی و من حقیر هر چه گشتم تا دلیلی زبان شناسیک! در میان مطالب ایشان بیابم نتوانستم ... جز چند مورد در پایان این مقاله که آن هم چیزی را اثبات نمی کند .
در این زمینه یک استاد زبان شناسی می تواند بیاید نظر بدهد شاید ما هم چیزی یاد بگیریم! کجای بحث های آقای محمد رحیمی مربوط می شود به زبان شناسی مثلن برای شروع از زبان دو نفر از دو مؤلف آورده است که :
«این تصور که زبان های متعدد باستانی ایرانی در زمان واحد از زبان اصلی منشعب شده اند، غلط است. تجزیه ی قبایلی که متکلم به سخن ایرانی بودند و جداشدن آن ها ازگروه اصلی و تشکیل و تلاش اتحادیه های نوین قبیله ای در طی قرن های متمادی صورت گرفته نه در یک زمان واحد.» مقدمه ی فقه اللغه ی ایرانی ، ای . م .ارانسکی ،ترجمه ی کریم کشاورز ، تهران ، پیام ،1358 ، ص 136.
و « کردی که روزی شاخه ای بوده است از زبان مادی یا زبان های غربی ایران، امروزه زبان مستقلی است و لری و پشتکوهی لهجه های آن زبان به شمار می رود» (سبک شناسی ، محمد تقی بهار ، امیر کبیر، تهران ،چاپ پنجم،جلد 1،ص17)
خیلی دوست داشتم آقای محمد رحیمی بگویند که ذکر (کردی جنوبی) در کجا و کدام کتاب علمی آورده شده است! و این لهجه پشتکوهی که لهجه ای از کردی قلمداد شده است الان در کجا رواج دارد!
آیا این پشتکوهی همین گویش ایلامی و زیر شاخه های آن نیست؟!
در باب ترادف کرد و شبان هم ایشان اگر کمی پشتکار داشتند و چند کتاب بیشتر را رفرنس قرار می دادند حتمن کتاب هایی پیدا می کردند که به غیر از لر و لک ایلات بلوچ و ترک و شیرازی و غیره هم در تاریخ ایران کُرد محسوب شده اند!
بعد جالب است می گوید بر فرض که در یک دوره کرد را معادل شبان به کار برده باشند، در کتاب های زیادی از جمله ((بدایع الغه فرهنگ کُردی فارسی نوشته علی اکبر وقایع نگار صفحه 144 هم واژ"کُرد معادل صحرا نشین و چوپان به کار رفته )) و خیلی از کتاب های دیگر از جمله لغت نامه دهخدا.
او در ادامه بحث های زبان شناسی خود به یک مطلب تاریخی! دیگر اشاره می کند!!
((ترکه میر آزادبخت از شاعران بنام لک در لرستان در قرن13 می سراید:
"ترکه میر نه ترک نه عرو لفظم
کرد کم سواد،حافظ والحفظم"))
و با یک بیت رای می دهد که لک ها " کُردند " ، خوب است این برادر بداند وقتی راجع به کسی یا شعری نظر می دهیم، حتمن باید به دوره و جامعه او هم ا شاره کنیم شاید در اثر فشار تاریخ گویان و تاریخ نویسان چیز دیگری نوشته باشند!
اطلاعات جامعه شناسانه ما از آن دوران بسیار ناچیز است و همانگونه که همه می دانیم رواج علم جامعه شناسی در ایران از قرن 20 شروع شده است. تازه همه اینها قبول اگر دقت کنید چرا کُرد را کم سواد انگاشته آیا این لغت هم نمی تواند معادل چوپان بوده باشد؟ چون لرها و لک ها هم چوپان و دامدار بوده اند. و اگر هم قبول کنیم که کُرد به معنای قوم کُرد است باز هم این بیت نمی تواند علت محکمی باشد، در کتاب شاهنامه هم ابیات منسوب به فردوسی وجود دارد از کجا این بیت از ابیات منسوب به (( ترکه میر )) نبوده باشد!
برای روشن شدن مطلب به بعضی از ابیات لکی که در میان عامه لک زبانان رواج دارد و از ادبیات شفاهی آنان است اشاره می کنم:
ژه سوره میران تا داجی ونان
تا دیناوران تا سلی ورزان
هومه نسلی کن ژه تخمه هومان
کل لُری موشن ، وه لُری لُران
***
هر لُر مه زاني، زمان ناجوره
هر وه وژ بوشم، كُردي ناجوره
ادامه مطلب


