یا عه لی هئ نائی
بئسلمو ئه ژ ده س کافئر ذه لیله
یا عه لی بئ ره سئو رووژئ قئلیؤ نئ م
ته ما کوو فئ رووشئ بئ که و"ه مئ مؤ نئ م
وه دی هاتئ نئ مولائ د ه رویش ئه ل عه لی (ع) بئ مار ک بوو
بازمانده های زبان پهله ای قدیم لکی .کلهری. فئیلی وکرمانشاهی می باشند
بئسلمو ئه ژ ده س کافئر ذه لیله
یا عه لی بئ ره سئو رووژئ قئلیؤ نئ م
ته ما کوو فئ رووشئ بئ که و"ه مئ مؤ نئ م
وه دی هاتئ نئ مولائ د ه رویش ئه ل عه لی (ع) بئ مار ک بوو
در جواب برخی از دوستان که به حق یا ناحق از بنده خرده می گیرند که چرا از خط ی شبیه به کردی استفاده می نمایم دلایل زیر را می اورم:
۱- چون زبان لکی در استان های کرمانشاه وایلام و حتی در کردستان به راحتی قابل فهم است بنابراین اگر ما از فونتیکی کاملا جدا از ساکنان این مناطق استفاده کنیم هم خود را و هم انها را از ادبیات قابل فهم هم محروم کرده ایم اما در صورتی که من شعر لکی را با خطی مانند لور بنویسم یک لرزبان فقط می تواند ان را بخواند و لی نمی فهمد.یک مثال در مورد خط لاتین وزبان ترکی ملاحظه فرمائید یک المانی اگر یک متن ترکی را بخواند انرا نمی فهمد اما در مورد یک تاجیک ویک فارس زبان چه ؟ زبان یکی است اما خط دو گونه که باعث جدایشان از هم شده است. بنابراین با این کار فقط جدائی را ترویج کرده ایم در صورتی که در ابیات لکی بسیار شعر هائی هستند که در انها از کرمانشاه و بیستون کلی نام برده شده است.
۲- خط کردی از ۱۰۰ سال پیش تا کنون به کار برده شده است و حتی در سالهای اول انقلاب کتاب اموزش زبان کردی با این خط توسط اموزش و پرورش کشور منتشر گردید و اکنون موجود است بنابراین تا حدودی رسمیت دارد و نشریات فراوانی با این خط نوشته شده و می شود.
۳- زبان مشترک مهمتر است از خط مشترک چنانچه خط فارسی با خط پشتون مشترک است اما ایا وقتی به نوشته ای از ان زبان برمی خورید ایا می توان ان را بفهمید؟
3- زبان لری که خلاصه در بخشی از لرستان و خرم اباد نیست که برخی ها لکی را می فهمند ایا شهرکردی ها یاسوجی ها مرودشتی ها و . . . این زبان را می فهمند که ما با خط مشترکی با ان سروران بنگاریم وایا عاقلا نه است لکی را با خط زبانی بنویسیم که مخاطبانش ان زبان را نمی فهمند .
5- درست است که تا حدودی از شیوه کردی استفاده کرده ام اما مفاهیم شان متفاوت است مانند و با v در بالا یش در خط کردی معنی وئو و در لکی معنی واو را می دهد.
6- حروف اَ اِ و اُ در خطوط کنونی عربی و فارسی عملا حذف شده اند اما در کردی از ه و ئ و استفاده شده که به این حروف روح داده شده است و نادیده گرفته نشده اند.
برای نا کار امدی خط کنونی فارسی در نگارش لکی چند مثال زیر را می اورم
: پل ؟ یعنی چه در خط کنونی
امادر خط لکی: په ل= دامنه کوه پؤل =پل راه پئ ل = چرخش
یا مرد ؟ یعنی چه؟ مه رد =پیا مئ رد =مردن
به نام خدا
بررسي آسيب شناسانه
زبان و ادبيات لكي
به بهانه همايش منطقه اي شعر و ادبيات لكي
در الشتر
استادرضا حسنوند
زبان و ادبيات لكي يكي از زلال ترين زبانهاي موجود دنيا براي بيان احساس و عاطفه انساني است ،به گونه اي كه شنونده با شنيدن ابيات نغز و پر مغز لكي، تا لبه هاي اسطوره و احساس پيش مي رود و اگر بخواهد مي تواند به فراسوي انديشه ها گام بگذارد. و اين لذت ناك شدن دل و جان ريشه در توانمندي گستره ي زبان لكي دارد زيرا اگر زباني نتواند بين واژه ها و احساس و عاطفه افراد ارتباط پيدا كند تنها به درد مراودات بازاري كوچه و خيابان
مي خورد و دل را بكار نمي آيد.
براي ورود به مدخل و شناسايي قدرت زبان لكي، ابتدا دوبيت از ادبيات لكي را با دوبيت از ادبيات عرب و فارسي مقايسه مي نماييم تا بدانيم عمق اين ادب تا كجاي انديشه است و بعد قضاوت را به عهده خوانند گان مي گذاريم:
حافظ شيرازي را نياز به توصيف نيست و اهل ادب ميدانند كه گفته هايش در اوج فخامت و پختگي است و كسي را ياراي خرده گرفتن برو نيست اين بزرگواردر غزلي با مطلع :
هر چند پيرو خسته دل و ناتوان شدم
هرگه كه ياد روي توكردم جوان شدم.....
بيتي دارد كه مي فرمايد:
من پير سال و ماه ني ام يار بي وفاست
برمن چو عمر مي گذرد پير ازآن شدم
در اين بيت حافظ بزرگوار يار و معشوق و همان گلواژه اي كه « معلم عشق مي شود و اهلش را شاعري مي آموزد» بهانه كرده و اورا بي وفا دانسته و حسن تعليلي بر پيري خود آورده است و نقص« بي وفايي» را بريار وارد كرده است.
بقیه مطلب در وب شاعران لک زبان بخوانید
»» ما در نشریه لور مقاله ای داشتیم (تحت عنوان باز تعریف لر با گذاری بر جغرافیای انسانی و فرهنگی لرستان) که نکته اصلی آن این بود که لرستان (تقریبا همه ی لرستان؛ در آن مقاله تصریح شده بود حداقل هشتاد درصد مردم لرستان فیلی) زبانی جز لکی نداشته است، اما دچار یک پروسه تغییر شده است، این جریان چقدر به شکوفایی ادبیات لکی ضربه زده است؟
صراحتا بگويم كه تعصب دوستان لوري را در مورد قبيله و طايفه گرايي قوم لر قبول ندارم. زيرا چيزي نمانده كه در نشريه ي ولات نوشته شود كه زبان حضرت آدم و خاتم لري بوده است!.....
»» البته استاد توضیح بدهم نشریه ولات با ما همفکر است اما ولات و لور یکی نیستند، شاید این پرسش بنده خیلی صریح و رک باشد؛ آیا ادبیات لکی می تواند خود را از فشار مثلث کرمانشاه، خرم آباد و تهران رها کند و به پویایی و رونق بیش از پیش امیدوار بماند؟
» من نميدانم شما چگونه اين فشار را حس كرده ايد و به گفتار آورده ايد؟ زيرا اين عبارت بي معني است. هر زباني پويا باشد خود بخود در عرصه ميماند و بالنده پيش مي رود از آنجا كه كرمانشاهيان نيز لكند ما نه تنها گفتار اين مردم را باعث تقويت زبان خود مي دانيم بلكه چنين احساسي هم نداريم. ولي در مورد خرم آباد بايد گفت سالهاست لرها لري مي گويند و لك ها نيز لكي و هيچ مشكلي در ارتباطات اجتماعي ندارند و گرچه سالهاي سال لرهاي عزيز زبان ما را به چشم حقارت ميبيند ولي خوشبختانه امروزه چنين نيست. و در مورد تهران اگر منظورتان زبان فارسي باشد قطعا هيچ لهجه اي در ايران در برابر فارسي توان مقاومت ندارد تاچه برسد به زبان لكي! مثلث را به اين گونه اصلاح كنيد، مربع ،تهران اهواز تبريز بغداد!
اگر فيلمسازان از زبان ملايري و بروجردي و...استفاده مي كنند دليل بر آن است كه خنده ناكي اين استفاده ابزاري از زبان لري بيشتر ملحوظ است تا ارتباط با تهراني ها و در ضمن بايد دانسته شود كه در كجاي فيلمهاي ايراني از لرها منطقا استفاده كرده اند؟ مگر نه آن است كه لرها در بيشتر فيلمها نقشهاي مضحك و بي فرهنگ و لنگ و لوك و غارتگر و... را دارند؟
بقیه مطالب در وب شاعران لک زبان موجود است
شعری از ترکه میر آزاد طرهانی ، تقدیم به خانواده عزیزان و هم زبانان کشته شده
در فاجعه ی ریزش ساختمان سعادت آباد تهران
1-فئ له ک ؤه ده ر گات يه چوؤين ره ؤا بوو هه ر لثلث لايقئ خه زانه شاا بوو
2- مئ دام اؤاره دوير ژئ مه ؤا بوو داثم در ساقی ثا ونه گئ دا بوو
3-قئ له م زه ن خوؤه شی نوؤثنئ ؤه چه م چاره نوؤيس فامت ژئ سه ر بئ که رئم
4-نمو می ؤئ تو"ره شئ کووفئ نووده م خورؤه ت کئر دثئ ؤه خه م خانئ خه م
5- بالا ؤئ به رزی فثز ؤئ فه زائی شو" ؤئ په شئو ئي هه م نا رئزائی
ترجمه:
1- فلکا! این روا باشد؟ چگونه این کردار را از خود روا می داری؟ هر دلارام خوش سیمایی لایق پیشگاه بزرگان باشد.
2-و خواستار او همواره یا زیر نظر و یا دچار تنگ دستی است.
3- نویسنده رنگ آسایش و خوشبختی به چشم نبیند ، دانشمند آگاه با رنگ زردی ترک یار و دیار کند.
4- نوباوه ای بدین شکل و شمایل ، در غربت خانه اش را ماتمکده کرده است.
5-تو با این قامت رعنا و زیبا و من با این پریشانی ، باز هم ناخشنودی؟
منبع : www.delfancity.persianblog.ir
نکات مهم در الفبای لکی
-ِِِ-ِ = ێ : شێر(شیر) ، نێر(نر) ،دێ(دیر)ر، گێڕ(کج شده )،
ژێر(زیر)،نێ(نی) ،اێسه
(اکنون) ،بێتر(بهتر) (دو کسره یا ی رقیق)
شێرنێر کردگار= عه لی (ع)
ڕ: ئه ڕآ(برای چه) ،به نبڕ(چاقو) ،ڕێوآر(رهگذر) ،
سوڕ(لیز) (نوک زبان تا وسط تاق لثه عقب می آید و لرزش پیدا می کند)
--َ = ه ـه ،ئه : له ک ، ێه ک (1) ، ده ر(در)،
سه ر(بالا)، له ڕ(لاغر) ،ئه سپ (اسب)،ئه سێر(اشک)
--ُ = و : لور، دوڕ(بلند)،دوێنه (دیروز) ،اوما (آمد)،بوهو(بخوان) ،به رو(بران)
ڵ: ،ڵێڵ (ابتدای شب) ،براڵ (کناره ی زبان به لثه سمت راست می چسبد)
او= وو : بوور(حنایی) ، لوور، گووره مێ (جوراب) ،
گوور،سوور(شادی)،دووش(دیروز)،بئڕوو(خالی یا پرکن) ،آوو(آب)
که له ڵ کوورو دا
= VF ڤ : هه ڤده (17) ،ڤارک (جوجه)،ڤیر(یاد) (بین ف و واو )
= OEۆی :خۆین ، خۆیه ، شۆی ،دۆیر
V,W= ۆ: ۆارو (باران)، ۆا(باد) ، ۆاڤه رووه (باران تند)
=ING نگْ :مو نگْ (ماه) ،ده نگْ (صدا)
wo=وْیا و" : آوْ (آب)،داوْات (عروسی)
–ِ = ئ :زمئسو(زمستان) ،مئ (من) ئسپی (سفید)
نکته:در جاهایی که باید روی –ِ تاکید گردد آورده می شود.
=AO ؤ: اؤسار ،له ؤ (لب)، سؤ زه (سبزه)
فرزاد عزیزی کدخدایی
زبان لکی
این زبان زبان مردمانی است با احساسات برگرفته از کوه پایه های زاگروس که در بیشتر موضوعات برای گویندگان و شنوندگانش پیام داشته است
ایا زبانی که ریشه در عمق تاریخ ایران زمین دارد بایستی به علت کم توجهی از بین برود ایا نه این است که گسترش و ترویج زبان های ایرانی باعث رونق و توسعه ی زبان فارسی می گردد که اکنون به لهجه ای از زبان عربی تبدیل شده است.
اگر زبان رسمی امروزی به زبان های باستانی ایران نزدیکتر بود ویا دارای غنای بیشتری بود ، کمتر لغات بیگانه داشت ، ایرادی نداشت که لهجه ها در ان هضم شوند. اما با گسترش این روند ما تنها به گسترش زبان های بیگانه ای چون عربی کمک کرده ایم .
از این تاسف بار تر شلاق دوستان همتبار و همسایه مان است که بر پیکره ی این زبان هر از چند گاهی نواخته می شود این زبان زبان شعر نیز بوده است به گونه ای که در هر موردی که با زندگی روزمره ی مردم سروکار داشته است شعری سروده شده استبه چند مثال در زیر توجه نمائید:
در وصف طبیعت
چئ مو سه ر گه ری کوئر دثار بي
نئ شونه کوئر ليتئ ئه نار بي
چئ م ئه ذا گه رين ئه ذا سئ چي خاس
سئ مسا مئ فه را چوؤيرئ بوو خاس
خوئشال ؤه ئه رجئ ن چوؤير هومساسثئ
ناله ئاو" ؤثراو" ئه ر ژثرئ پاسثئ
ذث کئ کئ رماشو بئ که ن ؤه چوو
ئه ذا دووسه که م هه ر بای هه ر بئ چوو
هوره
ته رسئ م بئ مئ رئ م هه ر وئ ده رده ؤه
سه ر بئ نئ م ئه ر بان سه نگ سه رده ؤه
يه ئه سپئ کئ يه ها ؤه زثنه ؤه
توفه نگ ها ؤه خو"ؤثنه ؤه
سه رئم بئ تي شئ ن ؤه هه ر دو" صا ؤه
که سئ م نه مه نئ يه ؤه روؤي دونثا ؤه
جنگ
دو" قه تار به ستئ يئ ئه ر باريکي قئ
ته ک بئ ئه ر سه نگه ر گئ ؤه که س نئ مئ
توفه نگ چي يه کي بي راس کئ رديئ ئه ر که مه ر
يه ک يه ک چوول مه کئ رد سه نگه ر ئه ر سه نگه ر
استاد رضا حسنوند
فئ له ك به رگئ خه م ئرئخدئم بئ ريتث
ئئ هو" زئ خه م هه لوورئك مه خئ ريتث
ئه ژث طوره فئ له ك هه ر خئ م خه مه سث
مه ري نافه مئ نه ئارئ خه م بئ ريتث
فئ له ك خثر ئه ژ خوسه هوؤيچه مئ ناتث
فئ له ك ئر عئ شق هه ر تثزه مئ هاتث
دلئم عاشئق نوؤئي ئآو"شت مه ر ؤه رئ سه گ
سه گئ عاشئق بووئه ر دئل مئ نه نثاتث
ؤئهارث بي ئو لثز ئو لونه مث داشت
نه هه لگه هه لگئ نون ئو نه خه مئ چاشت
ؤه يئ گئص ؤا نهاتر مه بيه ري
خودايا مه ر كوچئ كم ئئ قومقومه ئآوشت
در ریزش ساختمانی ۷ طبقه در سعادت آباد ۱۹ تن از همشهریان کوهدشتی ام مظلومانه ومحرومانه
جان به جان آفرین تسلیم کردند.روحشان شاد یادشان گرامی
این شعر لکی با ترجمه تقدیم به این عزیزان وهمه محرومان وکسانی که در دنیا فقط خدا را........
بی لا بئ گثرئم بگذار گریه کنم
ئه ر جئ رنگئ گالو گال دونثا بئ گثرؤئم
بر جرینگ جرینگ این کوس و آشوب پرهیاهوی دنیا
بث ده نگ بث دو"ئنگ بی صدا وبی پژواک
کو" ئر کو "ئر هاو"ار کبیر کوه کبیر کوه فریاد
گه ری گه ری هانای گرین گرین استمداد
که شگو که شگو ناله کشکان کشکان ناله
سثمئ ره سثمئ ره قاره سیمره سیمره فریاد
اراز ئه ر تثنی مه نی بغض در گلویم ماند و خناق شد
مینگآص مه نئ ن در این منزلگه
کئ ش مات سکوت و تاریکی و محرومیت
بث ده نگ بث دو"ئنگ بی صدا وبی حرکت
هئ ر ه نگئ م هی رثؤار عزیز دلم تو را می گویم ای رهگذر
دخیلن نی نی دخیل تو ام نگاه کن و برو
پثا د ه نگ خوؤه شث مرد خوش صدایی
کث ؤانوو به رزه ئاؤائی بانوی بلند آوازی
هاو"ارئم هووره کث فریادم را مویه کند
منبع:تنها
گویش چاردولی از لهجه های لکی مردم در اذربایجان
به چند واژه گویش چهاردولی از زبان لکی توجه كنید و آن را مقایسه کنید:
|
چند واژه از گویش چهاردولی | |||
|
کلمه فارسی |
کلمه کردی |
کلمه چهاردولی |
توضیحات |
|
دختر |
كنشك(كهچ) |
دوئت(كچ) |
معادل اوستایی |
|
عروس |
بوْك |
ؤوی |
- |
|
عروسی |
زماووَن |
سوْر(سویر) |
'سور' واژه مادی و پارسی |
|
قرمز |
سوْر |
قهرمز |
مقایسه معانی سور |
|
غروب خورشید |
خوْر هلات |
خوْراوا |
واژه های مادی و پارسی (خوراوان = مغرب) |
|
طوع خوشید |
- |
خوْردرچو (خوْراسا) |
خوراسان یا خُراسان = مشرق |
|
نمک |
خِوی |
خوْا |
- |
|
خدا |
خوْا |
خودا |
مقایسه معانی 'خوا' |
|
مرغ |
مریشک |
مامر |
- |
|
داستان |
چیروْك |
نه قل |
- |
|
كوتاه |
كوْرت |
كوئص |
- |
|
گفت |
گوْت(كوْت)- اَلت |
ؤئت- اَژِت |
- |
|
خوب |
باش، چاک |
خاص |
- |
|
بالا |
سَروْ |
بان |
- |
|
خواستن |
دَواَ |
تووام |
- |
|
گوسفند |
مَر |
پَز (مَر) |
- |
|
زیاد |
زوْر |
فئ ره (زوْر) |
- |
|
مَرد |
مِرد |
پثا (پیاوْ-پیایْ) |
- |
|
فردا |
صـِبـِنی (بیانی) |
سوْ (شوْکی - سِبزی) |
'سوه' از کلمه صبح |
|
کوچک |
چکوله |
بیچوک |
- |
|
زمین |
أرض |
زَوی |
- |
|
همراه-با |
لگل - لَتک |
وَل |
- |
· ۱- در بعضی از کلمات فارسی با گذشت زمان حرف ((ژ)) به حرف ((ز)) تبدیل شده این در حالی است که در لکی-چهاردولی این تغیر صورت نگرفته است: مثال
فارسی ((زنگ - پاس))، لکی((ژه نگ))، فارسی((زَن))، لکی((ژِه ن))، فارسی((زیر))، لکی((ژثر))، فارسی((تیز))، لکی((تثژ))، فارسی((دراز))، لکی((دراِژ- درثژ)). که حرف (ژ) حدود سه برابر فارسی در این زبان وجود دارد. بگو = بِژه، درد = ژان - اِیش، مِژ = مه ژویز = بالا، قیرژنگ - ژی ژی - قاژو - و غیره
چاردولی
منطقه چهاردولی ها در دره رود جغاتو (جلگه زرینه رود - شاهین دژ) در جنوب آذربایجان غربی واقع شده است.ساکنان آن چهاردولی ها هستند که با زبان لکی صحبت می کنند. گویش چهاردولی جزو زبانهای هند و اروپایی است که خود شعبه هندو – ایرانی است. چهاردولی ها ازطوایف بزرگ لك هستند وبنا به گفته تاریخ مردوخ كردستانی، فارسنامه ،سرمارك سایكس وشرفنامه از شیراز به دیگر مناطق رفته اند كه مذهب شیعه اثناعشری اند و به شجاعت ودلاوری مشهورند. چهاردولی ها از لحاظ قومی به لک های لرستان وایلام نزدیک بوده و از لحاظ آداب و رسوم، لباس، موسیقی و دیگر مؤلفه های قومی با کردهاو تركها تفاوت های اساسی دارند. فرهنگ شیعی و ارادت به ائمه اطهار در میان چهاردولی ها بسیار قوی بوده که برگزاری مراسمات عزاداری اباعبدالله الحسین(ع) در ماه محرم درمناطق چهاردولی خصوصا درشهر محمود جق (ده محمود یا محمودآباد) جلوه با شکوهی از آن است. دكتر سكندر امان اللهی بهاروند در كتاب قوم لر می گوید: «لك ها از طوایف قدیم ایران هستند و با غیر وصلت نمی كنند مگر به ندرت این طایفه هم با جماعت مخلوطه به خود ۳۶ طایفه اند مانند (چهاردولی ها، ورمزیاری های زرینه، ورمزیاری های مرده در، بِزَنی ها، گروس ها، گلباغی ها، زندی ها و...)۵۰۰۰۰ هزار خانوار تخمین زده شده اند. محمد كریم خان، ،محمد زكی خان وصادق خان زند هر سه برادر از این طایفه اند.» ایل چهاردولی همواره در درگیریها و اختلافات بین ایلات به علت رشادت به ایلات همجوار غالب بودند و یكی از ایلات شیعی محسوب می شدند كه به همراه ایلات شاملو و استاجلو ، و... به یاری شاه اسماعیل شتافتند .
چئڵ سروو (چهل سرود) يا پهله ويا نه ها ي لكي
چئڵ سروو يا چهل سرود از جمله فال های آشنا و بسيار متداول مردم لك زبان است که غالبا در شبهای طولانی سال (بويژه شب چله ی زمستان) بين افراد خانواده ،اقوام و همسايگان و درمحيطی دوستانه و دسته جمعی برگزار می شود.
نحوه فال چل سرو نيز بدين ترتيب است که ابتدا از جمع حاضران يک نفر بعنوان فال انداز انتخاب می کنند. فال انداز نيز به نوبه خود چهل دانه تسبيح يا چهل دانه گردو يا چهل دانه سنگ ريزه انتخاب و آماده می کند و با نام خدا و . . به صورت مخفي شمارش را شروع می کند .
حاضرين که دايره وار نشسته اند به نوبت هر کدام يک يا دو کلمه از مصراع اول يک بيت شعر را که در نظر دارند قرائت می کنند، مثلا از بيت :
هه ر صؤ ۆه سه حه ر بانگ خوئرووسان شؤرئ ته لميت بارئ تازه عه رووسان می توانند تنها بگويند هه ر صؤ ۆه سه حه ر ،سپس فال انداز نيز پس از قرائت هر بيت يکی از دانه های تسبيح ( يا يکی از چهل شی از قبل آماده شده ) را جدا می کند . بعد دومين نفر از يکی از بيت های چهل سرود مثلا :
خودا بره سان رووژئ قلێونم ته ماکوو فرووشئ بکه مێمونم ( بيت چهارم ابيات زير) می تواند فقط دو کلمه اول بيت را ( خدا بره سان ) را بگويد .پس از خواندن تک بيتی ها ،هم کسی که نيت نموده و هم حاضران در جلسه از معنی و مفهوم ان و جواب خوب يا بد بودن فال مطلع می شوند.
بعنوان نمونه نتيجه نيت و فال در مصرع اول تک بيتی: هه ر صؤ ۆه سه حه ر (نيک) و بيت، خودا بره سان رووژئ قلێونم (بد) قلمداد می گردد ،زيرا در بيت اول بحث از نوعروسان است و در بيت دوم بحث تنباکو و قليان است که بيشتر در مراسم عزاداری موارد مصرف دارد.
شعرخوانی تا چهلمين بيت ادامه می يابد، چهلمين بيت چون اخرين بيت و نتيجه و جواب فال است حتما بايستی بطور کامل قرائت شود.
نمونه ای از اشعار و ابيات بکار رفته در فال چل سرو و ترجمه آنان بشرح زير است :
هه = معادل –َ در عربی مانند ده رد = درد
و= معادل –ُ در عربی ست مانند گول = گل
وو = معادل او در فارسی می باشد مانند بوو= بو
ێ = معادل دو کسره مانند شێر = شیر درنده
خانواده مجدد شهروز از اعقاب حاج مرتضی لک نوه کریم خان زند می باشند برای اطلاع بیشتر به وب زیر مراجعه نمائید
گاروواا: تمنای باران
«گاروآ» مراسم تمنای باران در شهرستان نورآباد دلفان است. سالی که کم باران میبارد، زنان یک آبادی به آبادی مجاور حمله میکنند به قصد بردن و ربودن گاوهای روستای مجاور. زنان روستایی که مورد حمله واقع شده اند درصدد دفاع بر میآیند. این مراسم حالتی نمایشی دارد ولی گاهی جدی شده و همدیگر را زخمی میکنند. آنها معتقدند، خدا با دیدن این صحنه دلش به رحم میآید، و تمنای باران را اجابت میکند.
شهرستان نورآباد دلفان در سردسیرترین نقطه لرستان قرار دارد. عروسی و عزاداری این شهرستان ویژهگیهای خاص خود را دارد. یکی از مراسم عزاداری نورآبادیها «کوتل کردن» است. وقتی جوان یا خان یا ریش سفیدی از بین میرود، اسبی را سیاه میکنند و اول جمعیت عزادار راه میبرند. «چمری یونه» سبک موسیقی است که در عزاداریها استفاده میشود. صورت تراشیدن و گیس بریدن زنها هم نوع دیگر عزاداری خاص لرستان است. حتی گاهی زنان با کارد و چاقو موهای خود را میتراشیدند.
در عروسی لکها، به خصوص عشایر نورآباد دلفان، «قی قاچ» یا اسب سواری برگزار میشود. این اسب سواری، هیجان عروسی را زیاد میکند. در این مسابقه همه جوانها شرکت میکنند.
مردم این شهرستان، اکثریت شیعه هستند. زنانشان «سرداری» یا روپوش پالتو مانندی میپوشند. این پیراهن، مردانهاش «ستره» است. زنان «سرون» یا سرپوش هم به سر میگذارند. گیوههای زنانه و مردانه هم رنگهای خود را دارد.
منبع: دلفان دات نت
اولین همایش منطقه ای زبان و ادبیات لکی (برزگداشت ملا منوچهر کولیوند) در شهرستان الشتر برگزار می شود .
مهلت: تا پايان وقت اداري 24/4/87
ؤه دي هاتئ نئ فاطمه ئ زهرا(ع)
ؤه رووژئ ژه ن ئه ر
کوئص ژئنه ص بئ مارئک بوو
مرثیه ای برای امام حسین
ملا حقعلی سیاه پوش ، شاعر نیمه ی دوم قرن سیزدهم و نیمه ی اول قرن چهاردهم هجری ، از شاعران بزرگ لک زبان است که به اسلوب شعر کردی قدیم یعنی گورانی ، شعر های ارجمندی سروده است . او شاعری است از روستای سیاه پوش الشتر بوده است . دیوان ملاحقعلی به اهتمام آقای عبدالسعید حقیقی در سال 1379 به گونه ای آبرومند به زیور چاپ آراسته شده است . او شاعری است مذهبی و علاقه مند به اهل بیت پیامبر اسلام (ص) و در سوک آزاده ی گیتی امام حسین شعری جانسوز سروده که گزیده ای از آن ، ذیلا تقدیم می گردد ، تا به گونه ای ما نیز در محرم آن امام شهید سوگوار بوده باشیم .
فئ له ک ، به د کئ ردی
............................... فئ له ک به د کئ ردی
هۊیچ شه رمت نه کئ رد ، فه له ک به د کئ ردی
پاێ ئه ده و ژه حه د حورمه ت ره د کئ ردی
به د وه گه رد ئال موحه مه د که ردی
ئه وسا شین ژه ده شت که ربه لا خێزان
په ێ چی ئه وراقت ژه هه م نه ڕێزان ؟!
په ێ چی ده ست حه ق شه مشێر نه کیشا
ژه بیخ بنچینه ێ به دان نه تێشا
په ێ چی ئه و وه قته روێ نشوور نه وی
په ێ چی دیده ێ ماهـ و خورشید کوور نه وی
په ێ چی جبره ئیل په ڕ نه ڕێزاوه
سوور ئسرافیل سه خت نه خێزاوه
شعری از یک شاعر عراقی به زبان فئیلی ضیا سورمالی
دڵه : ره یینه کان دڵی بریندار وپر وخوێنی توان
دڵه : بریندار وخۆینیت بکه م تا ره یینه کان دوسییت توان
دڵه : کفر و ئاین بێ فروشتن نێ مینن هه ر دوکیان
دڵه :خووه کان مه نن وه لمان و چڵکنه کان چوین وه ل ئه وان
هه ر که سی ئاشقی تو ئه را گیانی خۆی ترسی نیه
وراسی ئاشق له گۆرو وله زندانی ترسی نیه
دڵی ئاشق له فه ن یه ی گورگیکی ئازا و برسیه
وهه ر گورگێک له هاوار کردنی شوانه که ترسی نیه
دو و جه و دیرم یا خودا رووناکی نێ مینی
بریار کردم جه وم دهر بکه م تا دڵم ئارام بمینی
و هه رکه س جه وم بدینی دڵم ئه رای شکیینی
نێزانم دڵم نه رم بکه م یان چه وێلم نێ دینی
ده ردی دڵ دیرم ده رمان له م دونیا ئه رای نیه
هه رجه ن ئامۆشکاری که م فایده و سوودی نیه
فری وه ئاسمانی که م هه ر ده نگ و خه وه ری نیه
وئه گه ر بسوزنم وئاگر هیچ وه فایی و دووکه ڵی نیه