بازمانده های زبان پهله ای قدیم لکی .کلهری. فئیلی وکرمانشاهی می باشند
مویه های لکی
ترجمه ها برداشت شخصی نوسینده (اقای زیودار) استنه تر جمه انها هر چند به مفهوم نزدیک می باشند و بایستی از این عزیز سپاس گذاری نمود اما گلایه این که شعر ها را ظاهرا لری!؟ نامیده است حالا چه نسبتی بین زبان این شعر ها با زبان لری می باشد بنده که حیرانم، برخی از انها را منتشر می کنم به امید انکه نویسندگان عزیز لر زبان بیشتر از این نام زبان لکی را تحریف نکرده و غنای شعری زبان لکی را به نام زبان لری مصادره ننمایند وبیشتر از این اجاجت به خرج نداده و به ایم نتیجه برسند که زبان لکی زبانی مستقل است از لری
بِئ ذث خانمانئ سه ر ؤه گوئلاو" شوور
مه نيش تئِن ئو يه ک خاس ماؤئرئن موور
چه تلخ و با شکوه است
زاری
در چشم زنان کامل قبیله !
چه تلخ و با شکوه است
زاری !
ئئ کوئ بوئه هوؤار ئئ کث ته رسئ تَه ؟
ؤئهار هاتثه حاو"اص پئرسئ تَه
چون آفتاب
سرازیر شو از کوه
به جستجوی تو می گردد
بهار !
که سث نَه مه نثه دل ؤه ش بئ که م شاد
مه ر ؤه ته َماکوو خه مث بئ ثه م ئه باد
همدمی نمانده است
در دود تنباکو
غرق می شوم.
ؤه چه پئ نه رگئس جاروو بئ ثَه م ئ جات
تاگه نه َنيشث گه رت ؤه په نج ئ پات
تا غبار بر حریر تنت ننشیند
با بافۀ نرگس
پیش پایت را جارو می زنم
بانو !
صاره پئم نَه که ن صاره کثش ني ئم
خولکئم نه گئرئن اثره نثش ني ئم
من
مسافر همیشگی بادهایم
نشستن تلخم میکند.
و شما چه تلخید امشب !
تَک داثنه ؤه پوورئکئ هف ره نگه ؤه
ئاو"ئردئت ؤه چثه م سئورمئ سه نگه ؤه
ـ مسافر کدام جشنی بانو ؟
: میهمان فرشته هایم امشب !
ـ چه شیرین تری امشب بانو ؟
: تلخی به مسافر نیامده است !
ـ بر می گردی بانو ؟!
: اگر فرشته ها بگذارند !