سال نوو بئ مارئگ بوو
هاتئ نئ وئهار ئو نورووژ ئو سالئ نوو بئ مارئگ بوو ئه ر
کوئلئ که سه لئ گئ ئی عیده مه گئ رئن ئومئید وارئم هه ر
سالئ خوومو نئ داشتوئی
بازمانده های زبان پهله ای قدیم لکی .کلهری. فئیلی وکرمانشاهی می باشند
هاتئ نئ وئهار ئو نورووژ ئو سالئ نوو بئ مارئگ بوو ئه ر
کوئلئ که سه لئ گئ ئی عیده مه گئ رئن ئومئید وارئم هه ر
سالئ خوومو نئ داشتوئی
صدای پای بهار می آید و ده نگئی تئ ره قه
یکی به سبزه هایش سرک میکشد یکی دیگر دست بچه هایش را گرفته تا برایش لباس بخرد پسر مو طلائی سرو روی خود را سیاه کرده ولباس سرخی را پوشیده همراه پدر که تنبک می زند در خیابان و می خواند بهار ....فرش های شسته شده از دیوار ها آویزان است ،ماهی های سرخ بال بال می زنند در شیشه ها ودست مرد ها و زنان پراست از ...
صف بانک ها تا نوک دماوند و صف خودروها تا مشهد و..جنب وجوش ی در کار است تا رفتن فصل سفید را جشن بگیریم(البته با کمبود باران) ویک بار دیگر به پیشوازی بهار برویم و بر خود بنازیم که به عنوان نخستین قومی هستیم که این شاهکار خلقت یعنی مساوی شدن روز و شب را فهمیدیم و امروزجشن میگریم .به نظر می رسد از انجا که ملت ایران پیش از اسلام موحد بودند (اما متاسفانه در چنگال موبدان زرتشتی گرفتار )پس از پذیرش دین مبین اسلام برخی از ایین هایشان که منافاتی با اسلام نداشت را حفظ کردند اما چرا چوار شه مه سوری هو نه سه مئ نئ مه زانم ! برخی ها ان را بجای مانده از ایین زرتشت می دانند اما به نظر می رسد چون اتش در ایین زرتشت جایگاه کعبه و سمت پرستش را داشته بنابراین پریدن از روی ان ،گناهی بزرگ محسوب می شده است واین نظریه به خودی خود رد است اما شادی و سرور و در کنار اتش بودن ویا دور آن چرخیدن ممکن است ریشه ی زرتشتی داشته باشدچرا که بیشتر پایکوبی ها ایرانی (کردی ولری و. )حالت حلقه دارد . برخی ها براین عقیده اند که پرش از روی اتش را عرب ها بر ایرانیان تحمیل کردند تا به یکی از مقدساتشان(اتش) توهین کنند! وبرخی ها می گویند این اتش بازی ها نشانه اتشی می باشد که در دست طرفداران کاوه اهنگر در نبرد با ضحاک بود ولی هرچه باشد این پریدن از روی اتش کار درستی نیست وفکر نکنم ریشه تاریخی ای داشته باشد، از ئاگئ ر که بگذریم می رسیم به ترقه به تعبیر بنده ترقه=ترکیدن بغض سالهای پیش است که 4شنبه سوری ئو ن میشت بوو کاری ندارم ان برخورد ها درست بود یا نه اما امروز نتیجه اش را می بینیم. واین فاجعه غم انگیز خانمان سوز متاسفانه یک واقعیت است که چون سالها وجود داشت اما بودنش انکار شد حالا چون دملی بزرگ سر براورده ومی بینیم که چگونه بر اثر ندانم کاری برخی مسئولین وکم فرهنگی برخی جاله ل روز جشن و شادی کاو"ه (کاوه اهنگر) به چه میدان جنگ مضری تبدیل می شود ....!!!؟
این متن در پاسخ به برخی کامنت های دوستان داده شد زیرا ادرس وب دوستان را نداشتم
این بحث (تجزیه لرستان و لکستان و زبان لکی و..) در برابر سخن ترکیبی !(لرستان بزرگ!) و قوم گرائی و.. برخی از اقایان اورده شده است که بنده پرسیدم تشکیل لرستان بزرگ برای چه هدفی؟واقایان براشفتند که به قوم بزرگ لر توهین کرده ای و هاک...مگر لرستان یک کشور است که اگر خدای نکرده تجزیه شود امنیت ملی وزندگی مردم دگرگون شود؟ نه لرستان یک استان است واین تقسیم استانی یک فرایند داخل کشوریست که در نهایت به نفع همه است زیرا منجر به دریافت بودجه بیشتر خواهد شد برای نمونه می توان به شهر های همچون بیرجند و اردبیل و قزوین اشاره کرد که پس از جداشدن جقدر توسعه یافته اند قطعا توسعه بروجرد وخرم اباد برای ما بهتر است هومسا خوو گه ن نی یه (البته در اینجا بگویم با تشکیل استان زاگرس مخالف اما با لرستان شرقی یا شمالی موافقم).هیچ میدانید به علت وجود کارخانه های زیادی که در بروجرد و شهرهای اطرافش وجود دارد لرستان یک استان محروم صنعتی به حساب نمی اید؟! در حالیکه در الشتر و دلفان وکوهدشت خبری از صنعت نمی باشد.
در مورد برادران کرد به گفته شما ضد ایران ! هم نگران نباشید ما در صدد چسبیدن به ان مفلوکان نیستیم چرا که انها به جای کردستان سر از ترکستان در خواهند اورد. بلکه می خواهیم از چه سبیان هو م تبار ه ل ئو هو م زبانه ل عزیزمو ئئ ایلام وکرماشان وه گه رد ئاو" ئئ جلوگیری نمائیم (به عقیده بنده انها هم لک هستند).بنده از شما سرور گرامی می پرسم ایا فارسی و در نهایت عربیزه کردن زئونه ل محلی با لریزه کردن زبان لکی کلیک نمئ رئی؟ایا در چند دهه گذشته چند درصد مردم لک زبان ابتدا و"ئژئو لر زبان واکنون ئاو" لیه لئو فارس زبان شده اند؟! البته این گفته نه یعنی اینکه زبان فارسی زبان بدیست بلکه زبان فارسی میراث ناقص ایران باستان است و احترام به ان برهمه واجب است. اما ما انتظار داریم این زبان عزیز به جای تکیه بر زبان های بیگانه عربی و لاتین به گویش های باز مانده از پارسی که لکی یکی از انهاست تکیه کند .
انچه بنده بران تکیه دارم رسیدن به مدلی ئه رای نئجات زبان وفرهنگ بومی ودر نهایت کل کشور عزیزمان ایران است ودرست می خواهم ابتدا از چرائی برداشته شده کلاه های نمدی در پشت بازار در ۴۰ سال پیش وحمله به برقع زنان اغاز نمایم و برسم به اینکه چرا در انجمن لرستانی ها ی تهران برخی ها و"ئتن را به لری منع کرده اند (لکی که قبلاحرام اعلام شده بود) و دور از کلاس می دانند.چرا با تشکیل کلاس های رایگان خط و اموزش زبان لکی بنده در محل انجمن برخی از روشن فکران (فرید قاسمی و..) گئ زئک ئو دا وما نتوانستیم بیشتر ۲ترم این اموزش اساسی را ارائه دهیم و حتی توسط برخی ها (ع-ساکی) ابتدا تمسخر و ئه سگه تهدید شدم؟
چرا باید با جمعی هم پیاله باشیم که زبان وفرهنگ خود را قبول ندارند؟ اری برادر عزیز این چنین بود که بنده که از مسئولین انجمن بودم اکنون خانه نشین شده و در گوشه ای کئز کرده ونان ماستمان را می خوریم و هر از چند گاهی مه قویلئ نیم
ئه ر ئا خئر کلاغ خواست راه رفتن کبک را بیاموزد ....
مه گیرئم (گریه می کنم)
مئ و"ارونئم وه گه رد ئ و"ا مه گيرئم
ئئ طورئ و"شد بئ تاشا مه گيرئم
نئ مئم ئه ژ گيريم كه س با خه ور بوو
مئيه مئ سوويكئ و"ژئم ته نيا مه گيرئم
مئ نو و"ارو بئراله يئ له ميمو
ئه ژئونه سه گئ چو"ي دليا مه گيرئم
و"ارونئم =بارانم و"ا=باد
و"شد =پهن وبی انتها
ئه ژ =از
مئيه مئ =پناه می اورم سوويك=گوشه دنج و"ژئم =خودم ،با خودم
زبان پدیده ای بوده است ازلی و ازلی خواهد ماند واگر نیاز بود همه ی مردمان دنیا یک زبان و فرهنگ داشتند باری تعالی این همه زبان و فرهنگ مختلف را در آفرینش انسانها بوجود نمی آوردند ،می توان گفت این عامل در کنار سایر عوامل اقتصادی و سیاسی موتور تحرک جامعه ی بشری به سوی تکامل و تعالی مورد نظر افریدگار می باشد ، از دیرباز زبان در کنار پوشش وموسیقی تشکیل دهنده ی اصلی فرهنگ هر قومی بوده است ، امروزه نیز زبان هر قوم نمایاننده ی فرهنگ ان قوم است و هر زبانی که گویندگانش نتوانند به ان زبان شعر بگویند و نویسندگانش با آن بنویسند دیر یا زود در اثر حمله زبان های دیگر قرار گرفته و بسیاری از اصطلاحاتش از بین می رود . به گمان ما از بین رفتن زبان های غیر رسمی در هر جامع ایی معلول دو علت درونی و صوص اورده شده است