تبليغاتX
زبان و ادبیات لکی(پهلوی باستان )

زبان و ادبیات لکی(پهلوی باستان )

بازمانده های زبان پهله ای قدیم لکی .کلهری. فئیلی وکرمانشاهی می باشند

گزیده های از مصاحبه استاد حسنوند با نشریه لور!

 

»»  ما در نشریه لور مقاله ای داشتیم (تحت عنوان باز تعریف لر با گذاری بر جغرافیای انسانی و فرهنگی لرستان) که نکته اصلی آن این بود که لرستان (تقریبا همه ی لرستان؛ در آن مقاله تصریح شده بود حداقل هشتاد درصد مردم لرستان فیلی) زبانی جز لکی نداشته است، اما دچار یک پروسه تغییر شده است، این جریان چقدر به شکوفایی ادبیات لکی ضربه زده است؟

صراحتا بگويم  كه تعصب دوستان لوري را در مورد قبيله و طايفه گرايي قوم لر قبول ندارم. زيرا چيزي نمانده كه در نشريه ي ولات نوشته شود كه  زبان حضرت آدم و خاتم لري بوده است!.....

 

»» البته استاد توضیح بدهم نشریه ولات با ما همفکر است اما ولات و لور یکی نیستند، شاید این پرسش بنده خیلی صریح و رک باشد؛  آیا ادبیات لکی می تواند خود را از فشار مثلث کرمانشاه، خرم آباد و تهران رها کند و به پویایی و رونق بیش از پیش امیدوار بماند؟

» من نميدانم شما چگونه اين فشار را حس كرده ايد و به گفتار آورده ايد؟ زيرا اين عبارت بي معني است. هر زباني پويا باشد خود بخود در عرصه ميماند و بالنده پيش مي رود از آنجا كه كرمانشاهيان نيز لكند ما نه تنها گفتار اين مردم را باعث تقويت زبان خود مي دانيم بلكه چنين احساسي هم نداريم. ولي در مورد خرم آباد بايد گفت سالهاست لرها لري مي گويند و لك ها نيز لكي و هيچ مشكلي در ارتباطات اجتماعي ندارند و گرچه سالهاي سال لرهاي عزيز زبان ما را به چشم حقارت ميبيند ولي خوشبختانه امروزه چنين نيست. و در مورد تهران اگر منظورتان زبان فارسي باشد قطعا هيچ لهجه اي در ايران در برابر فارسي توان مقاومت ندارد تاچه برسد به زبان لكي! مثلث را به اين گونه اصلاح كنيد، مربع ،تهران  اهواز تبريز بغداد!

اگر فيلمسازان از زبان ملايري و بروجردي و...استفاده مي كنند دليل بر آن است كه خنده ناكي اين استفاده ابزاري از زبان لري بيشتر ملحوظ است تا ارتباط با تهراني ها و در ضمن بايد دانسته شود كه در كجاي فيلمهاي ايراني از لرها منطقا استفاده كرده اند؟ مگر نه آن است كه لرها در بيشتر فيلمها نقشهاي مضحك و بي فرهنگ و لنگ و لوك و غارتگر و... را دارند؟

بقیه مطالب در وب شاعران لک زبان موجود است

+  نویسیاوی ئه ر  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 17:19  توسط که د خودائی  | 

گویش چواردولی از زبان لکی

گویش چاردولی از لهجه های لکی مردم در اذربایجان

به چند واژه گویش چهاردولی از زبان لکی توجه كنید و آن را مقایسه کنید:

چند واژه از گویش چهاردولی

کلمه فارسی

کلمه کردی

کلمه چهاردولی

توضیحات

دختر

كنشك(كه‌چ)

دوئت(كچ)

معادل اوستایی

عروس

بوْك

ؤوی

-

عروسی

زماووَن

سوْر(سویر)

'سور' واژه مادی و پارسی

قرمز

سوْر

قه‌رمز

مقایسه معانی سور

غروب خورشید

خوْر هلات

خوْراوا

واژه های مادی و پارسی (خوراوان = مغرب)

طوع خوشید

-

خوْردرچو (خوْراسا)

خوراسان یا خُراسان = مشرق

نمک

خِوی

خوْا

-

خدا

خوْا

خودا

مقایسه معانی 'خوا'

مرغ

مریشک

مامر

-

داستان

چیروْك

نه قل

-

كوتاه

كوْرت

كوئص

-

گفت

گوْت(كوْت)- اَلت

ؤئت- اَژِت

-

خوب

باش، چاک

خاص

-

بالا

سَروْ

بان

-

خواستن

دَواَ

تووام

-

گوسفند

مَر

پَز (مَر)

-

زیاد

زوْر

فئ ره (زوْر)

-

مَرد

مِرد

پثا (پیاوْ-پیایْ)

-

فردا

صـِبـِنی (بیانی)

سوْ (شوْکی - سِبزی)

'سوه' از کلمه صبح

کوچک

چکوله

بیچوک

-

زمین

أرض

زَوی

-

همراه-با

لگل - لَتک

وَل

-

 


·                     ۱- در بعضی از کلمات فارسی با گذشت زمان حرف ((ژ)) به حرف ((ز)) تبدیل شده این در حالی است که در لکی-چهاردولی این تغیر صورت نگرفته است: مثال

فارسی ((زنگ - پاس))، لکی((ژه نگ))، فارسی((زَن))، لکی((ژِه ن))، فارسی((زیر))، لکی((ژثر))، فارسی((تیز))، لکی((تثژ))، فارسی((دراز))، لکی((دراِژ- درثژ)). که حرف (ژ) حدود سه برابر فارسی در این زبان وجود دارد. بگو = بِژه، درد = ژان - اِیش، مِژ = مه ژویز = بالا، قیرژنگ - ژی ژی - قاژو - و غیره


ادامه مطلب
+  نویسیاوی ئه ر  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 19:18  توسط که د خودائی  | 

در کیستی لک ها 2

مطلب حاضر در جواب به مطلب اخیر اقای میرانی می باشد که انتشار ان دلیلی بر تایید ان نمی باشد و خالی از ایراد نمی باشد که ایراد هایش را به زودی منتشر خواهم نمود

در کیسی لک

 

چند وقتی است که بحث " کُرد"  بودن یا نبودن " لک ها " مطرح می شود . که صد البته بحث کردن در این زمینه نه تنها اشکالی ندارد ،  بلکه می تواند بسیاری از مسائل را حل کند .  جناب آقای محمد رحیمی با عنوان کردن این که زبان لکی ...زیر شاخه ای از زبان کردی است ...  در وبلاگ (( ایلام ئاسو))  و با عنوان این مطلب  که هر کسی می خواهد در این زمینه نظر دهد باید به علم زبان شناسی آگاهی داشته باشد  و اسناد تاریخی زمان دور!  را مد نظر قرار ندهد شروع خوبی داشته است، اما در ادامه بحث هر چه دلیل آورده  مربوط می شود به اسناد تاریخی و من حقیر هر چه گشتم تا دلیلی زبان شناسیک! در میان مطالب ایشان بیابم نتوانستم ... جز چند مورد در پایان این مقاله  که آن هم چیزی را اثبات نمی کند .

در این زمینه یک استاد زبان شناسی می تواند بیاید نظر بدهد  شاید ما هم چیزی یاد بگیریم! کجای بحث های آقای محمد رحیمی مربوط می شود به زبان شناسی مثلن برای شروع  از زبان دو نفر از  دو مؤلف آورده است که :

«این تصور که زبان های متعدد باستانی ایرانی در زمان واحد از زبان اصلی منشعب شده اند، غلط است. تجزیه ی قبایلی که متکلم به سخن ایرانی بودند و جداشدن آن ها ازگروه اصلی و تشکیل و تلاش اتحادیه های نوین قبیله ای در طی قرن های متمادی صورت گرفته نه در یک زمان واحد.» مقدمه ی فقه اللغه ی ایرانی ، ای . م .ارانسکی ،ترجمه ی کریم کشاورز ، تهران ، پیام ،1358 ، ص 136.

و « کردی که روزی شاخه ای بوده است از زبان مادی یا زبان های غربی ایران، امروزه زبان مستقلی است و لری و پشتکوهی لهجه های آن زبان  به شمار می رود» (سبک شناسی ، محمد تقی بهار ، امیر کبیر، تهران ،چاپ پنجم،جلد 1،ص17)

خیلی دوست داشتم آقای محمد رحیمی بگویند که ذکر (کردی جنوبی) در کجا و کدام کتاب علمی آورده شده است!   و این لهجه پشتکوهی که لهجه ای از کردی قلمداد شده است الان در کجا رواج دارد!

آیا این پشتکوهی همین گویش ایلامی و زیر شاخه های آن نیست؟!

در باب ترادف کرد و شبان هم ایشان اگر کمی پشتکار داشتند و چند کتاب بیشتر را رفرنس قرار می دادند حتمن کتاب هایی پیدا می کردند که  به غیر از لر و لک ایلات بلوچ و ترک و شیرازی و غیره هم در تاریخ ایران کُرد محسوب شده اند!

بعد جالب است می گوید بر فرض که در یک دوره کرد را معادل شبان به کار برده باشند، در کتاب های زیادی از جمله ((بدایع الغه فرهنگ کُردی فارسی  نوشته علی اکبر وقایع نگار   صفحه 144 هم واژ"کُرد معادل صحرا نشین و چوپان به کار رفته )) و خیلی از کتاب های دیگر از جمله لغت نامه دهخدا.

 

او در ادامه بحث های زبان شناسی خود به یک مطلب تاریخی! دیگر اشاره می کند!!

((ترکه میر آزادبخت از شاعران بنام لک در لرستان در قرن13 می سراید:

"ترکه میر نه ترک نه عرو  لفظم

کرد کم سواد،حافظ والحفظم"))

 و با یک بیت رای می دهد که لک ها " کُردند " ، خوب است این برادر بداند وقتی راجع به کسی یا شعری نظر می دهیم،  حتمن باید به دوره و جامعه او هم ا شاره کنیم شاید در اثر فشار تاریخ گویان و تاریخ نویسان چیز دیگری نوشته باشند!

اطلاعات جامعه شناسانه ما از آن دوران بسیار ناچیز است و همانگونه که همه می دانیم رواج علم جامعه شناسی در ایران از قرن 20 شروع شده است. تازه همه اینها قبول اگر دقت کنید چرا کُرد را کم سواد انگاشته آیا این لغت هم نمی تواند معادل چوپان بوده باشد؟ چون لرها و لک ها  هم چوپان و دامدار بوده اند. و اگر هم قبول کنیم که کُرد به معنای  قوم کُرد است  باز هم این بیت نمی تواند علت محکمی باشد، در کتاب شاهنامه هم ابیات منسوب به فردوسی وجود دارد از کجا این بیت از ابیات منسوب به (( ترکه میر ))  نبوده باشد!

برای روشن شدن مطلب  به بعضی از ابیات لکی که در میان عامه لک زبانان  رواج دارد و از ادبیات شفاهی آنان  است اشاره می کنم:

 

ژه سوره میران تا داجی ونان

تا دیناوران تا سلی ورزان

هومه  نسلی کن ژه تخمه هومان

کل لُری موشن ، وه لُری لُران

***

هر لُر مه زاني، زمان  ناجوره

هر وه وژ بوشم،  كُردي ناجوره


ادامه مطلب
+  نویسیاوی ئه ر  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 10:49  توسط که د خودائی  | 

کیستی لک ها

در باب کیستی لک ها

نکته:اخیرا در وب ئیلام اسو مطلبی در مورد لک ها به چاپ رسیده است که جای بسی تامل دارد هرچند انتشار چنین مطلبی دال بر تائید ان نمی باشد چه این نوشته خالی از اشکال نمی باشدکه در فرصتی دیگر ایراد ها منتشر خواهند شد.

جناب اقای  رحیمی

مدتی است بحث کرد بودن لک ها به واسطه ی اینترنت و مطبوعات با نظرات مخالف و موافق مطرح می شود.متاسفانه بحث های مطروحه طرفین از دونظر ایراد دارد؛ اولا بیشتر به اسناد تاریخی زمان های دور ارجاع می دهند، دیگر آن که به دلایل  زبان شناسی کمتر اشاره می شود . بنده نیزسعی می کنم نظرات خود دراین راستا بدون نقد وبررسی نظرات مطرحه به اختصار مطرح نمایم:

قبل از ورود به بحث اصلی، ضرورت دارد دیدگاه دو استاد و محقق برجسته که نزدیک به نیم قرن در این حوزه پژوهیده اند وتحقیقات آن ها به زمان ما بسیار نزدیک است آورده شود تا پاسخی به طرفین باشد:« این تصور که زبان های متعدد باستانی ایرانی در زمان واحد از زبان اصلی منشعب شده اند،غلط است . تجزیه ی قبایلی که متکلم به سخن ایرانی بودند و جداشدن آن ها ازگروه اصلی و تشکیل و تلاش اتحادیه های نوین قبیله ای در طی قرن های متمادی صورت گرفته نه در یک زمان واحد .») مقدمه ی فقه اللغه ی ایرانی ، ای . م .ارانسکی ،ترجمه ی کریم کشاورز ، تهران ، پیام ،1358 ، ص 136. « کردی که روزی شاخه ای بوده است از زبان مادی یا زبان های غربی ایران، امروزه زبان مستقلی است ولری و پشتکوهی لهجه های آن زبان  به شمار می رود ) «سبک شناسی ، محمد تقی بهار ، امیر کبیر، تهران ،چاپ پنجم،جلد 1،ص17)


ادامه مطلب
+  نویسیاوی ئه ر  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 10:35  توسط که د خودائی  | 

چند نکته

 

بنده  به نوبه خود از اختلاف نگرانم و  همینکه تعداد زیادی از دوستان از این دعواها خبر ندارند خوشحالم ُبرادران خدایی و مهر لک و خودم . . . بیایید فکر هایمان را روی هم بگذاریم  بحث کنیم دلیل بیاوریم مدرک والبته به اندیشه پویا زینت دهیم  ایرادی ندارد و  امااز حد نگذریم.  اما واقعا ازبرخی  برادران هم انتقاد دارم چرا که حداقل در حوزه ی ادبیات لکی متفاوت زبانی است اصیل ریشه دار و قوی.

 به کتاب کلام سرانجام به نوای هوره به شعر های چلسرو  و . .  توجه کنید اگر این زبان را لری (منظوری زبانی که توسط صدا و سیما و توسط امثال جانعلی انچنان که باید غلط یا درست جا افتاده است) بنامید بدون تردید ان را از زبانان همتبارش کرمانشاه و ایلام و خانقین جدا کرده اید چون بنا به فرض لک های لرستان هم بپذیرند نژادشان لر است و حتی زبانشان وقتی ۹۰ درصد بقیه نمی پذیرند چه فایده ای دارد بنده با خانه کرمانشاه انجمن لرستانی ها الیگودرزی ها تویسرکانی ها  ایلامی ها  و  . . .  چند تشکل دیگر (پس از ۱۵ سال زندگی در تهران) ارتباط دارم ودر ضمن ازاساتید زبان و ادبیات دانشگاهای تهران بار هر در مورد زبان لکی توضیح خواسته و تلمذ نموده ام برخی ها کم و بیش اطلاع داشتند و لی برخی ها مانند دکتر کزازی چنان روشنم کردند که برخود بالیدم که بزرگان پارس و ماد سالها ی دور محاوره ای نزدیک به زبان امروزی من داشته اند وزبان امروز  من از نزدیکترین زبان های به به زبان  انهاست . حال در حال معرفی و پالایش و دفاع از ان ایم بدور از تعصب و غلو وکوبیدن دیگران .

 چرا که توسط نویسندگان و سرایندگان قدیمی چه از جانب لر زبانان سرور و چه از جانب کرد های عزیز در حقش ظلم شده است (بیشتر به صورت غیر عمد) و ما امروز  به علت ناشناس بودن و بد معرفی کردن لکی مجبوریم  یا ان را بد معرفی کنیم  (کردی یا لری بخوانیم ) یا به راحتی بگو ایم ل=لری و ک=کردی !!

و طرف مقابل هم با سر تکان دادن چیزی نگفته و نفس راحتی بکشیم و با لبخندی از کنار موضوع بگذریم  همین .

بحث قومیت هم بحث مرده ای است حداقل در این حوزه ی جغرافیایی ما همه ایرانی هستیم اما اگر احیانا وقتی می خواهند در یک فیلمی یک روستایی را معرفی کنند به لری (ملایری) حرف می زند خود لر زبانان مقصرند و هزاران  خطای دیگر که به این راحتی قابل اصلاح نمی باشد اگر لهجه تلوزیون خرم اباد لری نیست باز هم خودتان مقصرید  این عوامل باعث شده که ما را به این کار ها (از لکستان گفتن ) کشانده است .

از کلیه سروران گرامی ای که باعث رنجششان شده ایم پوزش می طلبیم و یکبار دیگر اعلام می دارم ما در درجه نخست ایرانی آریایی نزاد هستیم و انگاه لک زبان  که ان هم شاخه ای از زبان های پارسی باستان است.

 

+  نویسیاوی ئه ر  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 18:16  توسط که د خودائی  | 

در ادامه

در ادامه مطلب پیشین گفتن مطالب زیر خالی از لطف نمی باشد

۱- جوابیه نبود بلکه درد دلی بود  چون نظر خودم را قبلا به صورت خصوصی داده بودم که متاسفانه منتشر نشد !

۲-انتظار واکنش داشتم و بسیار هم خوشحال شدم  از اینکه برخی از دوستان جواب داده بودند چون ما گفته بودیم "دوئ.." هر کس به نوعی دستش بالا رفت

۳- نگرانی و ناراحتی من از این مقاله نبود بلکه از این مسئله بوده و هست که آیا مشکل ادبیات بومی ما این مسئله است ؟چرا کسی ننالید که بداد لری و لکی برسید ؟چرا کسی ننالید از صدا . سیما ی لرستان ؟چرا از ارشاد انتقاد سازنده نشد؟ چرا کسی نگفت درکوچه پس کوچه های شهر به چرا علی دوسونه و هوره  صدای ناهنجار دپ ش دپ بگوش می رسد؟ چرا کسی نگفت تا چند سال دیگر اگر کسی از روستاهای اطراف شهر بیاید بچه های شهر زبانش را نمی فهمند؟ چر کسی نگفت بیائیم با زیان فارسی معامله پایاپای کنیم یک لغت از زبان ما (بجای عربی) بدهیم یک لغت از زبان رسمی بگیریم و . . . .

۴-ایا واقعا مشکل ما این است که لور یم یا لکیم یا کرد ؟

۵-ایا به برخی داده های ناقص می توان اطمینان کرد من حتی شک دارم مالیات چی ها از بروجرد پایین تر امده باشند این مسئله را در نوع نام خانوادگی هایی که به مردم لرستان داده اند می توان دید.

۶-چرا در نوشته تبلیغاتی با لری و لکی ننوشتند خوش اومایت خووه ش  هاتی نو؟

۷-نماد لرستان کو؟ میرنوروز کو؟ملا پریشان کو؟ ملا منوچهر کو؟  

۸- بیانیه پایانی چه دستاوردی برای ادبیات بومی داشت؟

و هزاران درد دل نگفته ی دیگر  در پایان چنانچه در مطلب پیشین به کسی توهین شده  طلب بخشش دارم

 

 

 

+  نویسیاوی ئه ر  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 18:55  توسط که د خودائی  | 

در جواب باز تعریف لر

چندی پیش مقاله ای تحت عنوان باز تعریف لر با استناد بر یک سری مدارک عهد قاجار نوشته شد و برای بنده ارسال گردید که جوابش را نیز دادم اما متاسفانه اصرار برخی از دوستان  باعث شد که در همایش ی که ما ها چندان از ان اطلاع نداشتیم ارائه گردد بماند که اولا چرا ارائه شد و ثانیا چرا پذیرفته شد  مجبور به واکنش شده ایم امید است دوستان کمتر از ما برنجند.
1- اصرار بر نوعی تفکر در مردم یک ملت بدون در نظر گرفتن ارای خود  ان مردم خطایی است بزرگ چون ترک ها که به کرد ها می گفتند ترک های کوهستان و حالا ....
2- وابستگی به دولت های وقت :همواره دانسته یا ندانسته وابستگی بدون مزد در بین مان بوده است ای کاش خدمت به دولت های وقت مزدی برای منطقه مان داشت مانند اصفهانی  و...
3-یک دندگی بر یک اسم ؟!! باید بدانیم لر کرد لک همه یکی هستیم و چنانچه همه می دانیم از این اسم ها جز سیاستمداران و دولت ها و قدرت های استعماری کسی دیگر سود نمی برد حالا گیرم من لک پذیرفتم لر یا کرد هستم که چه ؟ 
4-تلاش بی نتیجه در امری که آخرش معلوم نیست: هدف برخی از دوستان قطعا مقدس است اما در برخی از جا ها راه را به خطا رفته اند ُ و با آنکه بارها دوستانه در این موارد بحث شده متاسفانه از هردو طرف دعوا یک دندگی هایی مشاهده شده که بدون تردید ره به جایی نمی برد.
5- نژادپرستی : ما ها اگر هوز و ؟وند و لوطی و عام بودن و اگر حل کردیم خیلی از مسائل دیگر می رسیم


و . ..  اینها عواملی هستند که به علت زندگی کردن در کلون های کوچک و یک رنگ و بدون تبادل وتضارب ارا بوجود می ایند  که همه ی ما کم یا بیش به ان دچاریم در این خصوص انچه واقعیت است  بیشتر لهجه ها و زبان ها ی غیر فارسی به سرعت در حال تبدیل به عربی شدن هستند (زیرا از فارسی هم جز فعل ها چیزی نمانده است)  چه بخواهیم و چه نخواهیم در این میان زبان لری (که لکی شامل ان نیست) شدید تر این مرجله را طی می کند چون در خارج از حوزه ایران وجود ندارد بنابراین بر شما لر زبانان عزیر است که بجای این که به قول معروف ما می گویم نر است شما می گویید بدوش به فکر نجات زبانتان باشید زیاد در این فکر نباشید که به زور به کسی بگویید لر هستی یا نیستی ،و بیشتر در مناطقی فعالیت کنید که خود را لر می خوانند و می خواهند  مانند ممسنی و . . .  نه در کرمانشا و ایلام به فکر یک حروف الفبا باشید به فکر یک زبان مشترک باشید به برخی ها بفهمانید که اگر ایرانی اصیلی هست ما هستیم و . . . .         با سپاس

+  نویسیاوی ئه ر  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 23:23  توسط که د خودائی  |