تبليغاتX
زبان و ادبیات لکی(پهلوی باستان ) - اشعاری پهله ای (لکی) در تنفر از حمله اعراب

زبان و ادبیات لکی(پهلوی باستان )

بازمانده های زبان پهله ای قدیم لکی .کلهری. فئیلی وکرمانشاهی می باشند

اشعاری پهله ای (لکی) در تنفر از حمله اعراب

 درزیر چند بیت شعر به زبان پهله ای وباگویش لکی آورده می شود که واکنشیست یه ترکتازی تازیان (اعراب) به سرزمین اریائی مان

هنگامی که تازیان، جنگجوی لک را به محاصره درآورده اند زنان لک به مویه گفته اند:

گه ڵ گه ڵ عئروان  چو"ار   دورمون  ته نه /  وه  ڵومه  فئله ک   ریشه مون    که نه

چهار اطرافمان را گروه گروه تازیان حلقه زده اند چرخ روزگار به سرزنش ریشه امان را بر کنده است

و آنگاه که مرد لکستانی کشته می شودبا اندوه می خواندند:

گه لڵی  ای عروان لاشه م  دینه وه  /  ئهر  بان ئه   لاشه   هم شاد  بینه وه

گروهی از تازیان جنازه ام را به چشم دیدند و با دیدن آن به شادمانی و پایکوبی پرداختند

و هنگامی که جوانان وطن سرزمین آریایی را از خون خود گلگون می کنند و از این دیار لاله خیز رخت بر می بندند و دیگر نوگلی در این بوستان نمی ماند که قوت قلب زنان لک ایرانی باشد با اندوه و زاری و موی بر کندن می سرایند که  :

کوو  نازار  بئراکه م  ئێ  دویر بو پێدا     کشتی عئروان   بئ شگنێ ئێ   ده ڵ ێا

کجاست آن برادر رعنایم تا از دور شمایلش را ببینم هنگامیکه کشتی عربها را در دیا غرق می کند

و می گوید:

بیڵا  بئ گرێوام   وێئ   زاری مه وه /وێئ  کووسێ  که تێ  دێاری مه وه

بگذ ار تا براین خواری و سر افکندگی واین شکست هویدا و آشکارم بگریم

باسپاس از تاویر

 
+  نویسیاوی ئه ر  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 0:1  توسط که د خودائی  |